تبليغاتX
فقط بهبهو

با سلام خدمت همه ی دوستان و همشهریان گرامی

در این پست قصد دارم به مناسبت فرا رسیدن ایام سوگواری محرم و جهت زنده نگه داشتن یاد و خاطره مداح از دست رفته مرحوم گله دار زاده ،  تعدادی از نوحه های ایشان را که در سال های پیش در بین عزاداران بهبهانی می خواندند را قرار دهم. نوحه ها جمعاً حدود 5 ساعت است. و اگه وقت کردم نوحه های بیشتری از حاجی رو آپلود می کنم: برای دانلود روی عناوین نوحه ها کلیک کنید:


ای یارمن، دلدار من           

ای اباالفضل رشیدم

ای اسب در خون کشیده یار

بابای مهربانم

ای مرا یاور، عباس نام آور

ز چه خواب از سرت پریده

ای مرغ سحر ناله کن در غم یارم

در دل من غصه بسیار است

عمو بکن ثوابی، رسان به خیمه آبی

بابا عمویم تشنه میدان رفت

پروانه ها رفتند

طفل بی شیرم

پاره های قلب زینب

واویلا ز درد بی کسی

شکوه ی تاریخ

مانده تنها حسین

عزاداران شاه فضل

بی قرارم زینب

ای پرستو

بابا خداحافظ

بر سر نیزه سری نگران زینب است

آیه ی شریفه امن یجیب

بابا سرت را کی از تن بریده

دلم شد پاره پاره

یا ابو فاضل مدد

مرا دامن گرفته

دسته گلهای حرم

ای سر خون چکان

به خدا شرمنده ی عباسم

حسین جانم

باران پاییزی ببار

شاه دین شد بی برادر

ای ساقی بی یاور

واویلا برادر عباس

اهل کوفه

امشب دلها سوی شهیدان است.

کاروان سالار عشقی یا حسین

مگر میل جدایی داری عمو

می چکد از دیده ات باران باران

شیعه دارد درددل ها با حسین

ای خسرو غریب به خدا می سپارمت

زینب است یاران پرچم دار عشق

شد فدا حسین حسین، سر جدا حسین

داد از جدایی

من تشنه دیدار تو ام برادر حسین جان

اصغرم ای رود رود

با عزیز زهرا


شادی روحش ذکر فاتحه و صلوات.



نوشته شده توسط محسن در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 ساعت 18:47 | لینک ثابت |

http://www.miadgah.ir/moharam/images/moharam/images/moharam_hosein.jpg


تاریخ حیات بشری سرشار است از قیامها و مقاومت هایی که برای پاسداشت حقیقت انجام گرفته است. و مردان و زنان زیادی که در این راه جانشان را فدا کرده اند. تا فرزندان آن ها بتوانند در سایه آرامش و بدور از هر ظلم و جوری دقایق و لحظات زندگی را تجربه کنند. در این میان هر گاه حکومت هایی به قدرت رسیدند که از حکومت داری و تسلط بر مردم و استثمار هر چه بیشتر آنها به چیز دیگری نمی اندیشند آنچه قرباني اين دنيادوستي وقدرت طلبي اين حاکمان شده عقب ماندگي فکري و دنيايي هر چه بيشتر همان مردمي بوده است که بر آنها حکومت ميکردند واگر هم کسي همرنگ اين دنيا دوستي و حرص پايان ناپذير آنها نمي شده است به زنجيرش مي کشيدند و صداي اعتراضش را درسياهچال هاي زندان هاي مخوف خود ساکت مي کردند تا مبادا سکه اي از زراندوزي هايشان کاسته و عيش و نوش دنيايي شان زايل شود.

اما در ميان تمامي قيام هايي که براي نجات بشر از نامردمي ها و ستم گري ها انجام پذيرفته و درصفحات هميشه ماندگار تاريخ ثبت گرديده واقعه کربلا و قيام انسان ساز حسين ابن علي (ع) و يارانش از جنس ديگري است که هنوز پس ازگذشت سالهاي بي شمار براي حقيقت جويان وطالبان واقعي عدالت چونان چراغ راهي هميشه روشن باقي است تا اگر کسي درتلاطم هاي بيشمار وقايع زمانه وادعاهاي غيرواقعي بسيار کسان سرگشته و مردد شد راه رسيدن به رستگاري و زندگاني جاودانه را گم نکند.

حدود یک سال و سه چهار ماه پیش بود که ناگهان خبر درگذشت جانسوز مداح مخلص شهرمان به گوش رسید. مردم بهبهان هیچ گاه آن روز غمبار را فراموش نمی کنند. روزی که ناجوانمردانه مردم این شهر را از نعمت داشتن چنین شخصیت محبوبی که افکار بلندش، روح بزرگ آزادش و صدای دلنشین و سوزناکش، همه را به کربلا می برد ، محروم ساختند.اما این سؤال همچنان در ذهن مردم شهر بی پاسخ مانده است:

به راستی علت حادثه رحلت حاج محمدجعفرگله دارزاده چه بوده است؟


قرائن و شواهد همگی نشان می دهندکه نمیتوان نام تصادف و مرگ رابراین حادثه نهاد، بلکه برعکس، هرچه زمان بیشتری ازاین حادثه می گذرد به درست بودن این گمان نزدیکتر میشویم که این مردبزرگ، باعملیاتی برنامه ریزی شده، به طرز ماهرانه ای به شهادت رسیده است.

عدم پاسخگویی مسؤلین و یا به عبارت روشن تر، محتاط بودن و هراس داشتن آنها در پیگیری این حادثه، خود گواه روشن دیگری بر وجود اراده ای قدرتمند درپشت پرده برای جلوگیری از روشن شدن علت این حادثه است. و همین امر باعث شده است به عقیده بسیاری ، قتل حاجی با سخنان مسوولانه ایشان در جمع عزاداران حسيني در محرم دو سال گذشته كه نسبت به وقايع پيش رو در انتخابات مجلس هشدار مي داد، مرتبط باشد.

برای دانلود کلیپی در همین موضوع اینجا را کلیک کنید.






جمله ی معروفش این بود که :

خدایا شور حسینی را به ما دادی، شعور حسینی را هم نصیب ما بفرما.

به جرات می توان گفت از محدود کسانی بود که حسین و راه حسین را شناخت. و در نوحه هایش از شعور حسین (البته با شور) می گفت. حسین را شناخت و حسین گونه زندگی کرد. شادی روح بلندش ذکر فاتحه و صلوات.

نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 ساعت 14:21 | لینک ثابت |
با سلام خدمت همه ی بهبهانیهای عزیز

در پست قبل همشهری عزیزی نظری را در مورد نماینده شهرمون اینچنین ارائه کردند:


سلام
آیا کسی می دونه که نماینده شهر ما کیه ؟! کجایی؟! اسمش چیه ؟! چطور رای آورده ؟! چنتا رای آورده؟! چه کسایی بهش رای دادن ؟! از کجا اومده ؟! به چه هدفی اومده ؟! تا کی می خواد بمونه ؟! توی این مدت که اومده چیکار کرده؟! چه برنامه هایی داره؟!
چه وعهده هایی داده ؟! به چنتای اونها عمل کرده؟! چرا خبری ازش نیست ؟! مگه کجاست ؟! چیکار می کنه؟! با چه کسایی می گرده؟! چه کسایی دور اون را گرفتن ؟! از اون چی می خوان؟! اون از جون ما چی می خواد؟! پس چرا ما تغییری در شهر ندیدیم ؟!
اصلا نماینده مجلس وظیفه اش چیه؟! چه کارهایی از دستش بر میاد؟! آیا می تونه در پیشرفت شهر و شهروندان نقشی داشته باشه ؟!

به هر حال خیلی ها هنوز اسمشو نمی دونن !! یا حتی هنوز قیافشو ندیدن !! خیلی ها اومدن و رفتن و کاری نکردن اگر هم کردن زیاد چشم گیر نبوده! یعنی این نماینده ،راستی اسمش چی بود؟! می خواد همینجوری چهار سال بمونه از دولت حقوق بگیره و بدون هیچ کار چشم گیری واسه شهر ما ، بعد پولهاشو جمع کنه و بره یه جای دیگه ؟!!

http://www.2ql.net/uploads/1251832867.jpg

باید عرض کنم که البته من با تمامی نظرات این دوستمون موافق نیستم . به خصوص اونجایی که گفته بودن تاکنون کسی قیافه ایشون رو ندیده....

باید بگم که ما امروز قیافشونو تو تلویزیون دیدیم.

برای دانلود فیلم اینجا را کلیک کنید.

نوشته شده توسط محسن در یکشنبه هشتم شهریور 1388 ساعت 17:2 | لینک ثابت |
http://www.gigaimage.com/images/rocibukatxu7ltz2nn9r.jpg
نوشته شده توسط محسن در سه شنبه سوم شهریور 1388 ساعت 0:29 | لینک ثابت |
این برنامه اولین نسخه برنامه بهبهان میباشد که هدف ساخت آن شرحی از تاریخ ،موقعیت ،ویژگی های طبیعی و ... که در یک مجموعه گرد آمده باشد ،تهیه شده و به کمک همه علاقه مندان که مطالبی با منبع معتبر دارند،میتوانند ما را در بروز کردن این برنامه یاری کنند.
قابل ذکر است که این برنامه روی اکثر گوشیهای : سونی اریکسون- نوکیا و برخی از سامسونگ و ماترلا اجرا میشود
امید به آنکه مورد استفاده قرار گیرد.

برای دانلود اینجا را کلیک کنید

نوشته شده توسط محسن در شنبه سی و یکم مرداد 1388 ساعت 0:1 | لینک ثابت |



حاج محمد جعفر گله دار زادهاجر هر کس را به اندازه ی کارش می دهند...ذکر اهل بیت را حتما بهایی دیگرست
هیچ فرقی نیست بین ذاکرین شهرمان...نوحه های "حاجی" اما نوحه هایی دیگرست
مراسم سالگرد درگذشت معلم دلسوز و مداح اهل بیت،مرحوم "حاج محمد جعفر گله دار زاده" برگزار می گردد.
زمان برگزاری:
پنجشنبه،8/5/88 از ساعت 8 الی 11 صبح

مکان:صحن مقدس امامزاده حیدر (ع)

 
 برگرفته از: بشیرنذیر
 
روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
 

ای مسلمان تا توانی با ستم پیکار کن **** خصلت ذلت پذیری نیست خوی راد ها

نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه هشتم مرداد 1388 ساعت 1:50 | لینک ثابت |
تا چند سال پیش کسانی که از بهبهان چند روزی را به قصد سفر و گردش مهمان ما در اصفهان میشدند ضمن تحسین شرایط شهری اصفهان یا دیگر شهرهای کشورمان بعد از چند روز میگفتند " دلمو سه شهر تنگ وابیده" و بهبهان را ماوا و جایگاه اصلی خود میدانستند و با دلی خوش از مسافرت چند روزه قصد بهبهان میکردند.

اما در یکی دو سال اخیر نگاه مهمانان ما در اصفهان که میتوان آنها را نمونه ای قابل اعتماد از جامعه بهبهان دانست نسبت به شهر خود کاملا فرق کرده است. در این نمونه میتوان از هر سطح اجتماعی نماینده ای را یافت . بی پول و پولدار, مجرد و متاهل ، بی کار و شاغل و .....این روزها به اتفاق همه از مهاجرت حرف میزنند.

یکی میگفت " نمیشه برای ما یه کار تو اصفهان پیدا کنی ، حتی اگه کارگری باشه ، دیگه از بهبهان خسته شدیم "

و دیگری میگفت " به شدت به دنبال انتقال از بهبهان به اصفهانم " و البته این قضیه برای دیگر شهرهای مهاجر پذیر چون شیراز و کرج و تهران هم با شدت بیشتری در حال وقوع است. مهاجرت بهبهانی ها از سالهای پیش به مقصد شهر های بزرگ و برخوردار شروع شده  اما مساله این است که این پدیده اجتماعی در حال همه گیر شدن است و همه سطوح اجتماعی در بهبهان از بودن در شهر خود احساس یاس و نا امیدی میکنند.

براستی چرا اینگونه شده است؟ چرا امید به آینده و سرخوشی از شرایط امروز در شهر ما آنقدر ضعیف شده یا بهتر است گفته شود نابود شده که همه را به فکر مهاجرت انداخته است. براستی اشکال کار ما کجاست ؟ آیا میتوان همه را در شرایط نا مناسب آب و هوایی خلاصه کرد؟ البته پاسخ این سوال منفی است .

اما به نظر من از زاویه دیگری این بحث قابل پی گیری است . براستی چند سال  است در محدوده شهر بهبهان هیچ گونه فرصت شغلی پایداری ایجاد نشده است ؟ جوانان این شهر با چه امیدی آینده بهتر خود را در شهر خود دنبال کنند؟مردم یک جامعه یا شهر نیاز به دیده شدن دارند و اگر این نیاز ارضاء نشود خود برای رفع آن اقدام خواهند کرد که مهاجرت یکی از راههای آن است.بهبهان سالهاست از نقشه تاریخ و جغرافیای جهان محو شده ، دلخوشی های گاه و بی گاه ما از گوشه چشم نشان دادن این و آن بی معنی است . هر چند ادامه این بحث از این زاویه تنها بر نا امیدی موجود صحه خواهد گذاشت اما امیدوارم و تنها امید من به دلسوزان و دلسوختگان همشهری میباشد تا بلکه با همت هم بتوانند شرایط تهدید آمیز امروز را به فرصتهای امید آفرین تبدیل کنند.

آیا این خیالی خوش نیست؟
نوشته شده توسط محسن در سه شنبه ششم مرداد 1388 ساعت 1:21 | لینک ثابت |
عالم به علی نازد ، مولا به ابوالفضل
 
 
   
 
 
http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/9/9f/abbas5.jpg
 
 
خجسته میلاد حضرت ابوالفضل عباس و روز جانباز، بر تمامی مسلمانان تبریک و تهنیت باد.
 
آدم‌ها موجودات عجيبي هستند، فقط كافي است صداي بوق يك دوچرخه رابشنوند تا وقتي آن دوچرخه رد نشده از خيابان عبور نمي‌كنند، واي به روزي كه صداي بوق يك كاميون را بشنوند، روزي صد بار هم به بچه‌شان مي‌گويند مواظب باش. اما وقت‌هايي هم هست كه اين آدم‌ها خودشان به استقبال خطر مي‌روند مثلا آتش‌نشان‌ها يا نجات غريق‌ها يا پليس‌ها. آنها مي‌روند كه همين آدم‌هاي عجيب را از خطر نجات دهند اما خودشان را هم از خطر حفظ مي‌كنند مثلا آتش‌نشان‌ها لباس ضد حريق مي‌پوشند، نجات غريق‌ها فنون شنا را از حفظ هستند و پليس‌ها اسلحه دارند. آدم‌هايي هم هستند كه خيلي عجيبند ، آنها به جايي ميروند كه مي‌دانند برايشان خطرناك است، خطر را با گوشت و پوستشان حس مي‌كنند اما مي‌روند تا از مهمترين چيزهاي زندگي دفاع كنند و آن وقت ... يك روز صبح كه از خواب بيدار شدي چشمانت را باز نكن همانطور بلند شو و در خانه‌ات راه برو، سعي كن بدون اينكه ازانگشت شستت استفاده كني دكمه‌هاي لباست را ببندي، بدون اينكه صدايت دربيايد مادرت را صدا كن،اگر برايت سخت بود پشت سر هم سرفه كن بعد بين هر سرفه حرفت را بزن. اگر پا نداشته باشي چطور مي‌خواهي به مدرسه يا محل كارت بروي؟ فكر مي‌كني چقدر مي‌تواني به‌زندگي به اين وضع ادامه دهي؟ نيم ساعت؟ پنج ساعت؟ يك روز؟ چقدر؟ آن آدم‌هاي عجيب را يادت هست آنها كه رفتند تا از مهمترين چيزهاي زندگي مراقبت كنند آنها، الان مثل حالاي تو هستند نه براي چند دقيقه يا چند ساعت و حتي چند روز.آنها براي همه روزهاي عمرشان نمي‌توانند ببينند، راه بروند، سرفه حرفشان را قطع مي‌كند گاهي وقت‌ها هم صدايي براي حرف زدن ندارند. پسر يكي از اين آدم‌هاي عجيب را مي‌شناسم او مي‌گفت: فكرش را بكن پسرت قد بكشد و بزرگ شود اما تو نتواني مثل همه پدرها بايستي و به او بگويي هنوز مانده تا اندازه بابا شوي، يا دخترت بيايد و كنارت بنشيند و تو نتواني گلهاي كوچكش را به موهايش بزني، آنوقت چه حالي پيدا مي‌كني؟ همسر يكي از اين آدم‌هاي عجيب هم حرف خيلي جالبي زد: اگر يك روز بفهمي همه كارهاي خيلي شخصي‌ات رابايد با كمك يك نفر ديگر انجام دهي چه حالي به تو دست مي‌دهد؟ پدر و مادر سالخورده يكي ديگر از اين آدم‌هاي عجيب هم گفتند: اگر هنوز ‪ ۴۰‬سالت نشده باشد آنوقت روزي ‪ ۴۰‬تا قرص رنگارنگ بخوري تا بتواني نفس بكشي چه مي‌كني؟ دختر جوان يكي ديگر از اين آدم‌ها هم گفت: نظرت چيست اگر پدرت يك بار هم تو را نديده باشد و فقط تو را از روي صدايت بشناسد؟ قبل از اينكه حرف اين آدم‌ها را بنويسم براي حرف‌هاي آن آدم‌هاي عجيب برنامه‌ريزي كرده بودم اما آنها اصلا نگفتند كه چرا اين همه عجيبند. نگفتند چرا نمي‌بينند يا راه نمي‌روند يا نمي‌ايستند يا حتي چرا حرف نمي‌زنند، اما همه‌شان يا به من گفتند يا برايم نوشتند يا به اطرافيانشان فهماندند كه به من بگويند براي اين اينطور شده‌اند كه رفتند تا از بهترين چيزهاي زندگي حفاظت كنند، رفتند تا ايران، ايران بماند و پرچم اسلام پايدار. صدايشان در گوشم زنگ مي‌زند، پرسش‌هاي پدر، مادر، همسر و فرزندان اين آدم‌هاي عجيب را بارها و بارها براي خودم تكرار مي‌كنم، جوابي ندارم كه بدهم اما يك مساله را فهميدم آن هم اينكه آدم‌ها موجودات عجيبي هستند اما بعضي‌ها كه تا قبل ازاين برايم عجيب بودند، حالا برايم مقدس و خدايي هستند. چهارم شعبان سالروز ولادت حضرت ابوالفضل (ع) است و چه زيبا اين روز را روز جانباز ناميدند تا همه جانبازان به داشتن چنين فرماندهي افتخار كنند. شهرستان بهبهان هم مانند ساير نقاط كشور از اين اسوه‌هاي صبر و مقاومت كم ندارد.
 بیایید برای شفای همه ی جانبازان در این شب فرخنده دست به دعا برداریم...
نوشته شده توسط محسن در دوشنبه پنجم مرداد 1388 ساعت 1:39 | لینک ثابت |

موحد

 

 و احمدی نژاد؟؟؟  

 

 

 

لطفا نظر بدهید...

 

در پی حمایت موحد از احمدی نژاد

نوشته شده توسط محسن در شنبه دوم خرداد 1388 ساعت 13:41 | لینک ثابت |
1-طی دو هفته گذشته برنامه تلویزیونی صبح آمد که از شبکه 3 پخش میشود و به صورت زنده از شهر های مختلف کشور به اجرای برنامه میپردازد در استان خوزستان حضور داشت. به غیر از مرکز استان شهرهای رامهرمز ، ماهشهر ، ایذه ، شوشتر ، دزفول ، اندیمشک و شوش شهرهایی بودند که این برنامه تلویزیونی را میزبان بودند و طی دو ساعت  پخش این برنامه به بیان  تواندمندی ها ، جاذبه های گردشگری و معرفی هنرمندان و ورزشکاران این شهر ها اختصاص داشت.

اما این بار هم نامی از بهبهان به میان نیامد.

شاید اینکه یک برنامه تلویزیونی به  شهر ما اختصاص داشته باشد یا نداشته باشد چندان دارای اهمیت نباشد اما اگر از این جنبه به این قضیه نگاه کنیم که اهمیت یک شهر هم از نظر منابع و هم از نظر استعدادهای اقتصادی و فرهنگی و .... دلیل برنامه ریزی یک برنامه تلویزیونی در سطح ملی برای حضور در آن شهر است شاید بیشتر در مورد این قضایا حساسیت به خرج دهیم. واقعیت این است که بهبهان به دلیل رها شدن و عدم سرمایه گذاری های مناسب حال و روز خوشی ندارد و تقریبا از همه شهر های خوزستان که اتفاقا همگی آنها در سطح شهرهای محروم هستند عقب تر رفته است.

2- فصل ، فصل انتخابات است و گروههای سیاسی شهرمان چون دیگر شهرها مشغول برنامه های انتخاباتی خویشند . اما براستی چرا تا کنون هیچگاه این گروههای سیاسی که همه طیفی از چپ و راست و ملی و مذهبی  در میان آنها وجود دارند و برای همه اتفاقات بزرگ و کوچک سیاسی کشور بیانیه صادر میکنند به منافع شهر بهبهان حتی توجه هم نداشته اند . آیا هدف و غایت مقصد مورد نظر یک گروه سیاسی نباید تامین رفاه ، امنیت ، آسایش  و توسعه همه جانبه برای جامعه مرتبط با خود باشد ؟ ( چه حرفهای خنده داری )

3- تحقیر های صورت گرفته طی یکی دو سال اخیر که از شبکه های سراسری تلویزیونی هم شاهد آن بوده ایم سهم بهبهان از پخش های تلویزیونی بوده است . اوج این تحقیر ها تبدیل شهرستان بهبهان به شهرستان سردشت زیدون در یک برنامه تبلیغی شرکت گاز بود که نزدیک به ده روز در همه شبکه های تلویزیونی پخش شد . چرا فرمانداری بهبهان نسبت به این تحریف عیان که تقسیمات کشوری مصوب وزارت کشور را به سخره گرفته بود واکنش نشان نداد ؟

و اینکه برنامه تلویزیونی صبح آمد چرا بهبهان را به حساب نیاورد ؟

آیا اشکال از سیمای استانی خوزستان است  ؟

و البته چرا به جز بهبهان شهرهای آبادان و خرمشهر هم جایی در این برنامه نداشتند ؟آیا شهرهایی که جز نزول همه شاخص های توسعه در این چند سال نصیبی نداشته اند عمدا از پخش زنده این برنامه تلویزیونی کنار گذاشته شده اند ؟ بهبهان –آبادان – خرمشهر.  
نوشته شده توسط محسن در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 ساعت 23:28 | لینک ثابت |
عروج شاعری گمنام از دیار شهر تاریخی بهبهان را به عموم فرهنگ دوستان تسلیت عرض می نمایم
باز هم...
بعد از مرگ مشکوک  مداح نامی و سینه سوخته اهل بیت حاج گله دار زاده و شاعر شیرین سخن سید محمد سید این بار خبر از دست دادن شاعر فرهیخته

استاد تقی آصفی

 

 به گوش رسید.
شاعری که طنین صدایش هنوز در گوشمان است.هنوز شعرهایش زمزمه گوشمان است و آموخته

هایش هنوز در ذهنمان است.

چند ماهی بود خبر میرسید منتظر دیدار معبود است. و در سحرگاه 1388/1/27 ساعت 3:30 نیمه شب از

بینمان رفت و به دیار باقی شتافت.

همچنین به استحضار میرساند تشییع جنازه این شاعر محلی سرا روز جمعه مورخ 28/1/1388 و مراسم ختم وی یکشنبه برگزار خواهد شد

بدینوسیله درگذشت آن استاد بزرگ فرهنگ و ادب شهرمان را به خانواده محترم آصفی خصوصا دوست عزیز و برادر بزرگوار آقای صادق آصفی تسلیت عرض نموده و برای ایشان از درگاه خداوند متعال صبر تقاضا دارم

روحش شاد و یادش گرامی باد

نوشته شده توسط محسن در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 ساعت 23:25 | لینک ثابت |
كشف كتيبه در بهبهان تاريخ را به وجد آورد
جام جم آنلاين: يك كتيبه تاريخي در بهبهان اطراف قلعه مدرسه خيرآباد بهبهان كشف شد.
 
 

اين در حالي است كه اخيرا در رامهرمز، كشف يك كتيبه خط ميخي هخامنشي، شورانگيزي ويژه‌اي در فضاي ايران و دوستداران تاريخ اين فلات باستاني ايجاد كرد.

مدير ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري بهبهان با اعلام اين خبر گفت: بر روي اين كتيبه، آيات قرآني حك شده و اكنون اين اثر تاريخي در اداره ميراث فرهنگي اين شهرستان نگهداري مي‌شود.

تقي‌زاده افزود: اين كتيبه اسلامي، بعد از مرمت و بازسازي در قلعه مدرسه خيرآباد به نمايش گذاشته خواهد شد.

هم‌اكنون كارشناسان در حال بررسي، تشخيص و تعيين قدمت اين كتيبه‌اند.

كتيبه كشف شده در رامهرمز، به خط ميخي درشت روي سنگي 85 كيلوگرمي حك شده است و بنا به گزارش خبرنگار جام‌جم، اكنون كارشناسان در حال بررسي و خواندن اين متن باستاني‌اند كه به خاطر وجود سرستون‌هاي هخامنشي و 2محوطه تاريخي تازه كشف شده در اطراف كتيبه‌ يادشده به احتمال فراوان به دوران هخامنشي تعلق دارد. اين كتيبه توسط مردم محلي كشف و تحويل ميراث فرهنگي شد.

همچنين معاون ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري خوزستان در گفتگو با خبرنگار جام‌جم، از شناسايي آثار تاريخي، طبيعي، معنوي و دفاع مقدس در سال جاري خبر داد.

 

به نقل از جام جم آنلاين : http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100904083317

نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 ساعت 21:38 | لینک ثابت |

گویش بهبهانی در معرض نابودی

در اسفند 87 سازمان یونسکو اعلام کرد از شش هزار زبان ، گویش و لهجه ی زنده ی جهان بیش از دو هزار زبان در حال انقراض است و این سوای آن چند هزار زبانی است که از میان رفته اند و دیگر گویش - وری ندارند.

با شیوع پدیده ناپسند مدگراییِ فرهنگی در میان شهرهای ایران و کوتاهی های انجام گرفته پیرامون حفظ اصالت های فرهنگی ـ ملی ، دانشمندان و زبان شناسانِ آگاه و دلسوز ، گویش های لری ، بختیاری ، دزفولی و به خصوص بهبهانی را در معرض خطر انقراض ارزیابی کرده اند.

در این میان گویش بهبهانی از همه مظلوم تر است . گویش بهبهانی از منشعبات اصلی زبان پارسی میانه است و نزدیکی آن به پارسی میانه ، زبان دوران ساز و افتخار آمیز ایرانیان ، حتّا از فارسیِ معیار امروزی به قرائن علمی بسیار بیشتر است .

گویش بهبهانی به علت دستور و گرامر مخصوص در افعال و شناسه ها و انتظام دقیق و مشکل جمله سازی ، یادگیری بسیار مشکلی دارد . گویش لری ، بختیاری ، دزفولی و ... را بسیار سریع تر و در چند ماه می توان فرا گرفت ولی بهبهانی را هرگز ، چرا که باید یک عمر با زیر و بم آن خو گرفت تا بتوان بدین گویش سخن گفت . فهمیدن آن آسان تر است ، آنچه مهم است سخن گفتن بدین گویش است .

با زبان فارسی و گویش مادری مان چه کرده ایم ؟

قدرت مانایی هر زبانی از گویش ها و لهجه های محلی است . ایران سرزمین گویش های محلی است . و بقای هر کدام از آنها ضامن بقای ارزش و اعتبار زبان پارسی است .

در سالیان پس از انقلاب و بخصوص پس از پایان جنگ شاهد ظهور نسلی بودیم که خواهان ارتقای فرهنگ و طبقه اجتماعی خود بوده اند . گرایش بسیار شدید به تحصیلات بالا و مدرک گرایی ( و نه لزوما کسب دانش و فرهنگ ) ثروت اندوزی بی سابقه شهروندان ( عدم اطمینان به آینده فرزندان) و افزایش تبادلات اقتصادی ، فرهنگی با دیگر شهرها، تحصیل کردگان این دیار و حتا شهرهای دیگر را به این اشتباه تاریخی انداخت که تنها فارسی حرف زدن فرزندان باعث بالا رفتن فرهنگ و طبقه اجتماعی آنان خواهد شد .

بسیاری لهجه داشتن را بهانه کردند و چاره را در آن دیدند که فرزندانشان یک کلمه بهبهانی نشنود ( و گویش های دیگر ... ) بسیاری نشانه ی ضریب هوشی را فارسی و در مواردی انگلیسی حرف زدن دانستند ( و نه لزوما دانستن چند زبان ! ) و بسیاری دیگر با کلاسی را بهانه کردند ....و این شد که همه  در پای لهجه تهرانی گویش های ناب خود را قربانی کردند.

متاسفانه حاصل کار این شده است که همه ما در کلاس زبان پارسی مردود شدیم ... و این زبان پارسی است که از مرگ فرزندان کوچک و بزرگ خود ( گویش ها ، لهجه ها ) زار می زند و کسی نمی شنود ....

فاجعه این است !

قریب به هفتاد درصد کودکان ، نوجوانان و جوانان ما ( بخصوص دختران ) گویش بهبهانی را فقط می فهمند و قادر به حرف زدن با زبان مادری خود نیستند.

جالب اینجاست فرزندان ما با وجود دشمنی کامل ما با گویش بهبهانی و اصرار ما به فارسی حرف زدن با آنها کما کان به بی کلاس ترین شکل ممکن فارسی حرف می زنند تا بی کلاس نباشند! علت آن هم این است که بهبهانی فکر می کنند و مثلا فارسی حرف می زنند و نتیجه آن پیدایش نوعی فارسی حرف زدن در میان فرزندان ماست  معروف به « فارسی ِ سگونی » !!

خطر اصلی نه این نسل که نسل ده سال آینده را تهدید جدی می کند . زمانی که این جوانان و کودکان ازدواج کنند... آن زمان فرزندانی خواهند آمد که این گویش را حتا دیگر نمی توانند بفهمند و این یعنی مرگ یکی دیگر از انشعابات اصیل زبان پارسی....

این نوشته در صدد آن است که به خود و همشهریان بگوید . دوستان و عزیزان . تلویزیون ، سینما ، CD ، مدرسه ، مهد کودک ، پیش دبستانی ، کتاب ، نوار و خود ما حتا برای آموزش صحیح زبان فارسی به فرزندانمان کافی هستیم ، دلتان به حال زبان مادران و پدران تان بسوزد که در حال نابودی است . تنها یک دستگاه تلویزیون 14 اینچ سیاه و سفید به کودن ترین مغزها فارسی را یاد خواهد داد و تنها اندکی توجه به مخرج حروف ، لهجه فرزندان ما را اصلاح خواهد کرد چرا که برای لهجه نداشتن داریم یکی از گویش های ناب پارسی را نابود می کنیم. ما داریم برای اصلاح زیر ابرو ، طرف را سر می بریم ! چشم کور کردن به کنار....

اعتقاد ما براین است در مجامع  و مراسم اداری و رسمی به احترام و علاقه فارسی حرف بزنیم و در جامعه ، خانواده ، محافل خانوادگی و نظایر اینها با خود و فرزندان خود به گویش بهبهانی حرف بزنیم . و این به پاس زیان پارسی است که بهبهانی حرف می زنیم . بسیارند فرزندان این آب و خاک در خارج از ایران که با علاقه بهبهانی را به فرزندان خویش آموخته اند . فرزندانی که آلمانی بدند و بهبهانی ، انگلیسی بلدند و بهبهانی ، سوئدی بلدند و بهبهانی ، روسی بلدند و بهبهانی و ... اینجاست که سخن زبان شناسان ارج می یابد که برخلاف همشهریان با کلاس ما معتقدند دانستن زبان ها و لهجه های متفاوت یادگیری زبان های دیگر را ساده تر خواهد کرد گویشی که زیباترین شعرها را شاعرانش سروده اند و توانایی خلق واژه و ادبیات خاص خود را دارد زنده و پویاست چرا که شاعران حافظان زبانند زنده یادان مرتب و سید دیگر نیستند که بنویسند و غصه بخورند . آصفی دیگر نمی نویسد اما سلطانی هنوز می نویسد و زیبا می نویسد و هستند دیگر شاعران این دیار که زیباترین سروده ها را به این گویش هدیه داده اند . زبان شالوده حفظ فرهنگ و هویت است . اساسا فرهنگ در زبان تجلی می یابد و حفظ آن حفظ هویت جمعی و فردی است . پس بدانیم گویش ما هویت ماست.

و در پایان ، این مژده خوش که به سبب کم کاری های گذشته و برای پاس داشت زبان پر بهای فارسی جمعی از پزشکان ، مهندسان ، تحصیل کردگان و علاقه مندان فرهنگ ملی و مذهبی ایران قد دارند از اول فروردین امسال با فرزندان خود دیگر بهبهانی حرف بزنند ....

شما چه طور ؟

منبع: بشیرنذیر

نوشته شده توسط محسن در سه شنبه چهارم فروردین 1388 ساعت 23:49 | لینک ثابت |
24 اسفند – چرا موحد؟

 

 

 

هیچ کس از خدمت آقا نا امید بر نمیگردد ! آقا حتی نیمه شب هم روی از کسی برنمیگرداند ! خانه آقا در بهارستان همیشه مملو از کسانی است که برای رفع مشکلی به تهران سفر کرده اند !

جملات فوق از زبان کسانی که میتوان آنها را طرفداران دو آتشه آقای موحد نامید در روزهای پیش از انتخابات سال گذشته فراوان شنیده میشد تا جائیکه بعضی به شوخی اضافه میکردند ، آقا شفا هم میدهد !!!!!!!!!

در این مطلب از تقلبهای واضح و پنهان انتخابات سال پیش حرفی به میان نخواهد آمد چرا که آن انتخابات با همه حواشی تایید شد و امروز آقای حاجی محمد موحد نماینده بهبهان محسوب میشود . از زاویه ای دیگر ماندگاری آقای موحد در عرصه سیاسی کشور را مورد بررسی قرار خواهم داد.

بر خلاف عده ای که نماینده مجلس را طبق اصول مسلم قانون اساسی نماینده تمام مردم ایران میدانند و شان نمایندگان را بالاتر از رسیدگی به امور محلی و به دنبال نان و آب روزمره مردم  بودن ، میدانند ، امروز وظیفه اصلی نمایندگان دقیقا رفع احتیاجات روزمره موکلان و پی گیری مسایل و مشکلات محلی میباشد . تغییر وظیفه اصلی نمایندگی و پایین آمدن شان آن به دلیل اصل شدن موضوعات محلی هم به دلیل نقص قوانین و هم نقص زنجیره قانونگذاری و پی گیری در کشور ماست ، همچنین نظام مند نبودن و متعادل نبودن تقسیم بودجه های عمرانی  در نقاط مختلف کشور نیز به این مسایل دامن میزند.

اما از بحث اصلی دور نشویم. آقای موحد به کرات در سخنان خود بر اولویت داشتن مسایل اقتصادی و رفع مشکلات مراجعان تاکید کرده است و مسایل سیاسی  و جناح بندی های سیاسی را اولویت کاری خود در مجلس نمیدانسته است . اما راز اینکه نامه های ارجاعی او به ادارات برای رفع مشکل مراجعان عموما با پاسخ مثبت روبرو میشود چیست ؟

حضور طولانی مدت آقای موحد در منصب نمایندگی مجلس و پیش از آن قوه قضاییه برای او فرصتی  بود تا اشخاصی را مورد حمایت خود قرار دهد و فرصت رشد در سازمانهای گوناگون را برای آنها فراهم کند. آنگونه که امروز مرسوم است میگویند آقای موحد به خوبی از عهده کادر سازی بر آمده و نیروهای مورد حمایت او امروز به عنوان مدیران ارشد اجرایی در بسیاری از وزارتخانه ها و سازمانهای دولتی و نهادهای اقتصادی حضور دارند و به عنوان بازوهای اجرایی او محسوب میشوند. شبکه گسترده اجرایی و تصمیم گیری که از افراد حامی موحد در کلیه سازمانهای دولتی ایران به وجود آمده توان بالایی در اثر گذاری بر تصمیمات ملی را پیدا کرده است و در این راه منافع اقتصادی و سیاسی شبکه مذکور اولویت اصلی فعالیت آنان محسوب میشود . البته کار در جهت منافع مردمی و عمومی از سوی این شبکه به شدت محل تردید است اما آنچه مسلم است مراجعان به شخص آقای موحد که نامه های او را برای پی گیری امور شخصی خود دریافت میکنند به دلیل وجود شبکه بازوان اجرایی او در ادارات دولتی معمولا راضی از ادارات مذکور خارج خواهند شد . و اینچنین است که افسانه موحد در ذهن طرفداران او شکل گرفته و رمز موفقیت او را رقم زده است. البته این موفقیت در بسیاری جهات با لابی گری و چانه زنی و بعضا هم دور زدن قوانین همراه بوده است .

از جهت دیگر اگر حضور آقای موحد به عنوان کاندید نمایندگی شهر بهبهان   را مورد توجه قرار دهیم نکات قابل ذکری از نحوه تبلیغات او بدست خواهد آمد. حدود 6 ماه قبل از انتخابات آقای موحد با اسکان در منزل آقای   خ.پ در محله چمنک بهبهان عملا ستاد انتخاباتی خود را فعال نمود . دعوت از همه افراد متنفذ و تاثیر گذار در شهر و روستا برای حضور در ستاد مذکور و تلاش برای تاثیر بر افکار عمومی مردم بهبهان از جمله وظایف اصلی این ستاد بود . ( بانیان ستاد آقای موحد در تغییر افکار عمومی بخشی از مردم بهبهان

موفق بودند البته با توجه به جبهه شدیدا مخالف مردم بهبهان نسبت به حضور آقای موحد در بهبهان ) اگر رفتار کاندیداهای بهبهانی را با آقای موحد در این مورد مقایسه کنیم به اختلاف آنها پی خواهیم برد. کدام یک از کاندیداهای بهبهانی تا پیش از فعالیت رسمی تبلیغات انتخاباتی در بهبهان حاضر شدند و هدف تاثیر گذاری بر افکار عمومی را دنبال کردند. آقای فقهی زاده به عنوان کاندید اول بهبهانی ها  تا دو سه روز مانده به انتخابات کاملا ناشناخته بود . هرچند اقدامات فرصت سوز و هدفدار آقای شجاعپوریان در آن شکست بزرگ بسیار تعیین کننده بود اما رفتار کاندیداهای بهبهانی بخصوص در مواجه شدن با افکار عمومی روستاییان بسیار ضعیف و شکننده بود .

آقای موحد موفق شد به هدف خود برسد . البته در این نوشتار منظور از موفقیت از دیدگاه غربی آن است که هدف وسیله را توجیه میکند و اصالت نفع اصل اول همه فعالیتهای سیاسی و اقتصادی است. اگر بر اساس آموزه های دینی و مذهبی موفقیت را مورد توجه قرار دهیم شاید نتوان نام موفقیت را بر روش فعالیت آقای موحد نهاد.

نگاهی دوباره به تعداد آرای اعلام شده از سوی فرمانداری بهبهان در انتخابات مذکور جالب  خواهد بود .

آقای موحد حدود 31000رای که از این تعداد 5000رای آن در حوزه شهر بهبهان به نام او بوده است .

آقای ضرغامی حدود 21 هزار رای

آقای فقهی زاده 16000رای

آقای مدرس موسوی حدود 10 هزار رای

آقای ورزشی بیش از 5000 رای

...

...

مجموع رای سه کاندید بهبهانی در این انتخابات بیش از 31 هزار میشود که از رای آقای موحد اندکی بالاتر خواهد بود . در شهرهای سردشت و آقاجاری بیش از تعداد واجدان شرایط یعنی بیش از صد در صد در انتخابات شرکت کرده بودند ! و حدود 14000 رای در این دو حوزه تماما به نام آقای موحد بوده است !!!!

اگر بتوان از حضور ماشینهای پلاک ایران -49 در روز انتخابات با اغماض گذشت ( اغماض در برابر نقض صریح قانون انتخابات ) یا شناسنامه های تقلبی را نادیده گرفت ( همانگونه که نادیده گرفتند ) باز هم تعداد آرای آقای موحد از مجموع آرای کاندیداهای بهبهانی کمتر میشود  . ضمن اینکه عدم موفقیت کاندیداهای بهبهانی در جلب آرای روستاییان به دلیل نحوه رای دهی قومی این قشر پرجمعیت نیز خود محل تامل و بررسی خواهد بود .

و امروز یکسال از آن روزهای پر هیاهو گذشته است و مردم درگیر زندگی روزمره خود. سیاستمداران شهر ما نیز مشغول رتق و فتق امور شخصی خود میباشند تا شاید در انتخابات بعد و در فاصله یک هفته مانده به انتخابات نامهایی را به عنوان کاندید نمایندگی شهرمان بشنویم و بعد هم دوباره تکرار مکررات. راستی چرا هیچ یک از مدیران یا متنفذان بهبهان اعتقادی به کادر سازی نداشته اند ؟

 

برگرفته از سایت www.behbahanshahr.blogfa.com

نوشته شده توسط محسن در سه شنبه بیستم اسفند 1387 ساعت 20:52 | لینک ثابت |

به پیشواز 24 اسفند

 

گرایش عمومی مردم ایران به اصلاح طلبان امری تقریبا مشهود است که برای آن میتوان دلایل فراوانی ذکر کرد که ، البته ، موضوع این بحث نیست . اما اصلاح طلبی چیست و اصلاح طلب کیست یا حتی اصول گرایی چیست و اصول گرا کیست ؟ آیا هر کس در اردو گاه اصول گرایان راه نداشته باشد ،  اصلاح طلب است یا بر عکس ؟ البته اینها نیز موضوع این بحث نیستند.

بر اساس آمار و ارقام استخراجی از چند انتخابات اخیر مردم بهبهان بدجوری به اصلاح طلبان گرایش دارند . اگر جغرافیای پیرامون خود را مرور کنیم می بینیم از کازرون گرفته تا نورآباد  ممسنی و همین طور که بیایم جلو به گچساران  و دهدشت  و امیدیه و ماهشهر و رامهرمز و خرمشهر و آبادان و ( اهواز ) و همین طور بریم تا شوشتر و دزفول و ... خرم آباد و بروجرد ( نفسم برید از بس شهر ها رو یک نفس شمردم ) همه یک جوری به اصلاح طلبان ارادت دارند . اما نمایندگان این شهر ها در مجلس در چند دوره اخیر از هر طیفی بوده اند ( منظور از طیف همان حزب و گروه است ) . اما برگردیم به همان بهبهان خودمان . در دوره چهارو و پنجم نماینده شهرمان اط گروههای منتسب به اصول گرایان بوده و دوره های  ششم و هفتم نماینده شهر ما از اصلاح طلبان فعال و خوشنام مجلس بوده است . در دوره هشتم هم آنقدر گرفتار انتخاب اصلح بین اصلاح طلبان شدیم که کلاغه اومد قالب پنیر را برد .......الان یک سالی میشه شهر ما نماینده نداره ، البته اسما داره ولی ایشان به جهت رتق و فتق امور خصوصی مردم و اربابان رجوع از سراسر کشور فرصتی برای توجه به منافع عمومی شهر بهبهان نداره . نمیدانم منافع عمومی شهر بهبهان منافع عمومی ایشان هم حساب میشه یا نه ؟ خلاصه کلام اینکه این سوالها بدجوری ذهن مرا به خود مشغول کرده آیا منافع حزبی را میتوان به منافع محلی پیوند زد ؟ آیا داشتن نماینده قدرتمند از هر طیفی که میخواد باشه  بهتر از  نداشتن نماینده از هر طیفی نیست !!!؟؟؟؟ آیا اصلاح طلبان ( به طور کلی ) آنقدر اصلاح طلبند که همه موازین جوامع دموکراتیک را پاس میدارند یا اصول گرایان ما آنقدر اصول ( این اصول را به واقع نمیدانم چیست و مرز آن از کجا تا کجاست ) را مقدس میشمارند که حتی در صورت تلاقی اصول با منافع شخصی خود به نفع اصول کنار میکشند ؟

این سوالها پاسخ روشن نخواهد داشت پس بیخود ادامه ندهم ، اما آنچه دوست دارم به پاسخ آن برسم این است که آیا منافع شهر بهبهان واجب تر است یا منافع حزبی .البته کاری به این حرفها ندارم که اگر فلان حزب در سطح کلان مملکت بر مصدر امور نشیند جزء جزء مملکت از برکات آن بهره مند خواهند شد ، تجربه شهر مفلوک ما نشان داده از صد سال پیش که توی این کشور مجلس به راه افتاد تا به امروز هر دولت و حزب و دسته  که بر مصدر امور نشسته جز تباه شدن بیش از پیش آنچه حق شهرمان میدانیم ندیده ایم پس آیا نباید یک کم فقط یک کم به این نکته توجه میکردیم که بابا ....... حزب بازی حد اقل توی شهر ما جواب نداده باید بدنبال یک راه دیگه برای بدست آوردن منافع شهرمان باشیم. ( خواهش میکنم مرا متهم به تمایلات دیکتاتوری و مخالفت با جریانات دموکراسی خواهی نکنید باور کنید داشتن یک دموکراسی آرمانی و ایده آل ، آرمان من هم هست اما در این بین بهبهان در حال فنا شدن است ) . آیا جز این است که هدف نهایی هر حزب باید تامین رفاه و رشد و توسعه و ... برای مردمان معتقد به آن حزب باشد . به نظر من باید  قبل از اینکه بهبهان را وارد بازیهای حزبی می کردیم ( البته ما چه کاره ایم که شهرمان را وارد کنیم یا خارج ) باید منافع و خطوط قرمز و اصول شهرمان را آنچنان تعریف میکردیم که هر حزبی موفقیت کارنامه خود را در دستیابی به این منافع  تعریف کند.

24 اسفند 86 یاد آور شکست هر دو گروه سیاسی فعال در شهر بهبهان است که نتوانستند بر سر منافع شهر بهبهان از منافع حزبی خود بگذرند.

نوشته شده توسط محسن در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 ساعت 12:17 | لینک ثابت |
یاد و خاطره حاج محمد جعفر گله دار زاده را همزمان با آغاز ماه محرم گرامی میداریم.

یادمان باشد که او منادی پیام کسی بود که جاری خونش تا به امروز از زیر بار ظلم نرفتن گفته و میگوید.

یادمان باشد حاج محمد جعفر آنقدر در بهبهان محبوب بود که بیسابقه ترین تشییع تاریخ شهرمان را برای او برگزار کردیم.

یادمان باشد که حاجی فدای افکار عاشورایی اش شد که نمونه های آن بسیار در مداحی هایش مشهود بود:

مرگ خونین به ز عمری زندگی است                         به چه زیباست این پیامت یا حسین ....

 

حق و باطل بوده در هر عصر و دوران در ستیز              رادمردان جان و سر دادند بر میعادها......

یعنی ای انسان نباید رفت زیر بار ظلم                       خصلت ذلت پذیری نیست خوی رادها

ای مسلمان تا توانی با ستم پیکار کن                       برکن از بُن ریشه ی طلقِ ستم بنیادها

 

یادش گرامی..................

 

 

نوشته شده توسط محسن در دوشنبه نهم دی 1387 ساعت 12:46 | لینک ثابت |

تعدادی از نوحه های مرحوم حاج محمد جعفر گله دار زاده


شکوۀ تاریخ بسیار است از بیدادها .........................سینه ای لبریز دارد زآتشین فریادها

این خبرپرداز دیرین در گذرگاه زمان ......................... خون نگاری کرده در بسیاری از رخدادها

روی گردان هست از خودکامِگان فتنه جو ................. منزجر از حاکمان جُور و استبدادها

گاه از بیداد فرعون است بر موسی خجل .............. گاه نفرین می کند بر سیرت شبدادها

شرم دارد از بیان ماجرای رنج نوح ...................... سخت بیزار است از قوم ثمود و عادها

در نخستین زآنچه از قابیل بر هابیل رفت ....................طرح نوپای عداوت افکنَد بنیادها

تا جهان بوده ست و این بوده ست زِ کس نامردمان ... می رسد بر صاحبان زور و زر امدادها

حق میان تنگنای جُورِ باطل منزوی ........................ در سیَه چال ستم زندانیند آزادها

می نهد نمرود ابراهیم را بر منجنیق ................. تا به نارِ کین دهد خاکسترش بر بادها

خون یحیی را میان تش میریزند چون ..............  جُرمِ یحیای نبی نهی است از افسادها

حق و باطل بوده در هر عصر و دوران در ستیز .......... رادمردان جان و سر دادند بر میعادها

روزگاران در خود از این ظلم سنگین تر ندید ..........  زآنچه بر آل محمد(ص) رفت از بیدادها

 تا قیامت قصه ی مظلومی آل عبا ..................... زنده می ماند به همراه زمان در یادها

ای بی کفن...حسین جان/ صدپاره تن...حسین جان/ عریان بدن...حسین جان/

 خونین کفن...حسین جان/ دور از وطن...حسین جان/ کو عباس؟...حسین جان...

نازنین رویان زهرا(س) را زِتن سر می بُرند ............ افکنَند از پایِ در خون قامت شمشادها

 بَهر قتل یک تنِ تنها میان قتلِگاه ........................ پیش می تازند و چون درندگان جلادها

دین به دنیادادگان در اشتیاق مُلکِ رِی ................ می کنند اجرای فرمان حرامین زاده ها

مرگ بر قدّاره بندان ، ننگ و نفرین بر یزید ............... زنده باد آزادمردی از حسین در یادها

تن به ایثار و شهادت می دهد مولای ما ................... تا شکوفاند گل بیرنگ استعدادها

آنچه ما آموختیم از مکتب سرخ حسین(ع) .............. هیچ دانشجو فرا نگرفت از استادها

 سرور آزادمردان با قیام کربلا ............................... بر بلندای قرون زد پرچم ارشادها

یعنی ای انسان نباید رفت زیر بار ظلم ................ خصلت ذلت پذیری نیست خوی رادها

ای مسلمان تا توانی با ستم پیکار کن ............... برکن از بُن ریشه ی طلقِ ستم بنیادها

آنکه در احیای حق شهد شهادت می چشد ......... فانی فالله ست ، با مرگش بُوَد میلادها

تعدادی از نوحه های مرحوم حاج محمد جعفر گله دار زاده

ای یارمن، دلدار من                                        

ای اباالفضل رشیدم

ای اسب در خون

بابای مهربانم

ای مرا یاور، عباس نام آور

ز چه خواب از سرت پریده

ای مرغ سحر ناله کن در غم یارم

در دل من غصه بسیار است

عمو بکن ثوابی، رسان به خیمه آبی

بابا عمویم تشنه میدان رفت

پروانه ها رفتند

طفل بی شیرم

پاره های قلب زینب

واویلا ز درد بی کسی

شکوه ی تاریخ

مانده تنها حسین

عزاداران شاه فضل

بی قرارم زینب

ای پرستو

بابا خداحافظ

بر سر نیزه سری نگران زینب است

آیه ی شریفه امن یجیب

بابا سرت را کی از تن بریده

دلم شد پاره پاره

یا ابو فاضل مدد

مرا دامن گرفته

دسته گلهای حرم

ای سر خون چکان

به خدا شرمنده ی عباسم

حسین جانم

باران پاییزی ببار

شاه دین شد بی برادر

ای ساقی بی یاور

واویلا برادر عباس

اهل کوفه

امشب دلها سوی شهیدان است.

کاروان سالار عشقی یا حسین

مگر میل جدایی داری عمو

می چکد از دیده ات باران باران

شیعه دارد درددل ها با حسین

ای خسرو غریب به خدا می سپارمت

زینب است یاران پرچم دار عشق

شد فدا حسین حسین، سر جدا حسین

داد از جدایی

من تشنه دیدار تو ام برادر حسین جان

اصغرم ای رود رود

با عزیز زهرا


همواره یاد و خاطره اش با


ما خواهد بود.


روحش شاد ، یادش گرامی


نوشته شده توسط محسن در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ساعت 16:30 | لینک ثابت |
سید محمد سیدسید محمد سید به خاک سپرده شد..

 

قدیمی های میگویند وقتی باران نمی آمد مردم همه با هم به مقبره آموخوند میرفتند و شعر میخواندند و از خدا به حرمت قبر آخوند ملا علی(آموخوند) طلب باران میکردند..

بعد از چند ماه خشکسالی باریده شدن باران در هوای پر از گرد و خاک امروز بهبهان همه را خوشحال کرد..

دوستی میگفت سید را که در آموخوند دفن کردند برای مردم قدر شناس شهرش دعا کرده و باران بارید..

سید!روحت شاد...

سید میگفت:

*سیدِ گُ وُ خِنیدِی که دلت شاد بُکُ....اَی مه نیسَم وُ ته هسه "گِپ ما" یاد بُکا*

نوشته شده توسط محسن در شنبه نهم شهریور 1387 ساعت 21:16 | لینک ثابت |

قوم گرایی در کشور و قوم گریزی بهبهانی ها ، نقش مدیریت قوم گرا در کشور

 

آیا تا به حال به نقش موثر بهبهانی ها در مدیریت کشور توجه کرده ایم ؟ در حال حاضر دو نفر از وزرای کابینه و مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران ( که قدرت اجرایی او از بسیاری از وزیران بیشتر است ) یا بهبهانی هستند یا اصالت بهبهانی دارند . تعداد قابل توجهی از مدیران میانی در وزارت نفت و تعداد قابل ملاحظه تری از مدیران کل و مدیران میانی سازمانهای دولتی و شبه دولتی بهبهانی هستند .

 

 

 

دکتر بهبهانی وزیر راه و سیف الله جشن ساز مدیر عامل شرکت ملی نفت

نوشته شده توسط محسن در شنبه نهم شهریور 1387 ساعت 21:14 | لینک ثابت |
انالله وانا اله راجعون حاج محمد جعفر گله دار زاده در گذشت حاج محمد جعفر گله دارزاده که توسط یک تیم پزشکی ظهر امروز به شیراز اعزام گردید در راه شیراز دار فاني را ودا گفت. روحش شاد حدود 11سال پيش مهدي حق پرست مداح تواناي شهرمان كه سالها صداي حزين و نوحه هاي حماسي او صحن امامزاده فضل و ساير امامزاده هاي شهرمان را كربلايي كرده بود در اثر حادثه تصادف به كما رفت و پس از مدتي ناباورانه از ميان ما رخت بربست . ( خدايش رحمت كند ) و اينك حادثه اي مشابه اما بنا بر نقل قولها مشكوك براي ديگر مداح خوب و محبوب شهرمان " محمد جعفر گله دار زاده " اتفاق افتاده است .و اين خبر آنقدر تكان دهنده بود و گله دار زاده آنقدر محبوب بود كه بهبهان را متاثر كند . چگونه باور كنيم ديگر صداي گرم و نوحه هاي حماسي كسي كه متعصبانه از سبك مداحي بهبهاني دفاع ميكرد را نخواهيم شنيد . هنوز نواي نوحه خيز اي سردار لشكرمن با وفا عباس برادر من يا شد كشته عباس جوان يا مرا دامن گرفته يتيم داغداري ..... و ای واویلا ز داغ بی کسی كه ما را نا خودآگاه به فضاي كربلا ميبرد با صداي گله دار زاده در گوشمان است و محرم امسال مثل هرسال منتظر براي شنيدن نوايي نو از اين مداح توانا محل ميدان و محل پهلوانان و صحن امامزاده فضل و كل بهبهان شايد ديگر صداي محمد جعفر را نشنود و چه سخت است اينچنين ديدن كسي كه در اوج پختگي و كمال شايد ديگر نتوان او را ديد . هنوز سخنان مسوولانه گله دارزاده در جمع عزاداران حسيني در محرم سال گذشته كه نسبت به وقايع پيش رو در انتخابات مجلس هشدار ميداد در گوشمان است و چه مسوولانه انجام وظيفه مي نمود .
نوشته شده توسط محسن در سه شنبه هشتم مرداد 1387 ساعت 22:54 | لینک ثابت |
 

پارچه نصب شده در داخل امامزاده

بعد از خارج شدن خون از جلو درب امامزاده فضل (ع) این مسله طی مدت کوتاهی به اخبار اول شهر تبدیل شد و در هر کجا که چند نفر جمع می شدند این بحث مطرح میشد و متاسفانه در این بین شایعات و حرف و حدیث های ناخوشایندی هم به گوش می رسید و هر کس سعی داشت این موضوع را به نحوی تحلیل کند و به اظهار نظر بپردازد . بعد از انعکاس اخبار مربوطه در بهبهان وب و تعدادی از خبرگزاریهای کشور برداشتهای مختلفی از این موضوع شد.بعد از این قضیه دفتر امام جمعه شهرستان حاج آقا سلیمانی و فرماندار محترم جناب آقای حائری در این مورد اطلاعیه مشترکی دادند که در محل نصب شد.
برای کسب اطلاعات بیشتر و پایان دادن به شایعات با دفتر امام جمعه تماس گرفتیم و سئوالات خود را از ایشان پرسیدیم حاصل این گفتگو در ادامه مطلب مشاهده فرمایید.
قبل از هر چیز بگویم که متاسفانه در برخی از خبرگزاری ها اعلام شده بود که حضور به موقع من و جناب فرماندار در محل ، به این مساله دامن زد و به شایعات قوت بخشید ، در صورتی که اگر ما بعد از این مساله در محل حاضر میشدیم مشکل ساز میشد.
1- ضمن عرض سلام برای شروع می خواستیم اصل جریان را از شما به عنوان امام جمعه و در واقع متولی امور مذهبی شهرستان بشنویم:

-مسئله بیرون آمدن خون ساعت 40/11 دقیقه شب توسط شهروندی که از اعضای هیئت امنای امامزاده بود تلفنی به من اطلاع داده شد . برای روشن شدن این قضیه دو نفر از آقایان که یکی از روحانیون وبه همراه فرد دیگری بود را فرستادیم که این مسئله را از نزدیک بررسی کنند حدوداً نیم ساعت بعد اطلاع دادند جمعیتی حدود 600-500 نفر در محل جمع شده و مشغول عزاداری هستند وگفتند که مایع بیرون آمده ظاهراً رنگ خون دارد بنابراین خودم رفتم و از هیئت امناء خواستم عزاداری را قطع کنند و با بررسی های اولیه متوجه شدیم مایع خارج شده بوی خون گوسفند می دهد و اعلام کردم در این مورد فعلاً نظری نمی دهم تا بررسی های بیشتری صورت گیرد و از فرمانده سپاه ، فرماندار ، رئیس سازمان تبلیغات ، نیروی انتظامی و رئیس شبکه بهداشت خواستیم تشریف بیاورند و در محل حاضر شوند و در همین حین از آتش نشانی خواستیم که با کلنگ محل مورد نظر را بشکافد و دیدیم از بین لایه های آسفالت قدیم و جدید این خون خارج می شود و خون را برای آزمایش بردند که بعداً اعلام کردند خون ، خون حیوانی است ، بطوری که بعد از شکافتن محل بوی تعفن به مشام می رسید .

با متوجه شدن این موضوع که خون از بین لایحه های قدیم و جدید آسفالت خارج میشود مشخص شد خون گوسفندهایی که در روز عاشورا ذبح شده اند به آسفالت نفوذ کرده و بین دو لایه قرار گرفته است و براثر بارندگی های شب گذشته خون لخته شده خیس خورده و به سطح زمین رسیده است .

بعد از این مسئله از نیروی انتظامی خواستیم که مردم را متفرق کنند و اعلام کردیم این مسئله ربطی به معجزه یا کرامت ندارد و این موضوع به صورت پلاکاردی در محل نصب شد و همچنین در جلسه ای که در فرمانداری برگزارشد هم اطلاعیه مشترکی در این مورد دادیم و برای جلوگیری از دامن زدن به شایعات بیل مکانیکی محل را شکافت و آنجا را بتن کردند .
پارچه نصب شده در بیرون امامزاده
2-آیا موارد مشابه دیگری از این دست اتفاق افتاده است ؟
-بله موارد مشابه دیگری هم بوده بطور مثال در سال گذشته در ایام محرم و صفردر منطقه هویزه کسی ادعا کرده بود که خواب امام حسین (ع) را دیده است و از درختی در آن محل خون خارج میشود که بعداً متوجه شدند این موضوع نقشه شیادان برای سوء استفاده بوده است اما این موضوع را هم میگویم که خون جلوی درب امامزاده فضل خون طبیعی بوده و نقشه و یا شیادی در کار نبوده است.
3-امروز صبح (9/11/86) هم شایع شده بود که از محل مورد نظر خون خارج شده است آیا این موضوع را تایید می کنید؟
-این موضوع شایعه است.بررسی کردیم و متوجه شدیم صحت ندارد.
4-در پایان اگر صحبت خاصی پیرامون این مسئله با همشهریان و دیگر مطلعین از این جریان دارید بفرمایید:
صحبت من در رابطه با انعکاس این مطلب بود که حضور به موقع من و مسئولین که با این مسئله برخورد علمی کردند باعث شد جلوی شایعات رابگیرند و مردم فهیم و متوجه در امور دینی هم این امر را پذیرفتند ولی در عین حال ممکن است عده ای بخواهند از اعتقادات مردم سوء استفاده کنند که از مردم می خواهم هوشیار باشند و در جلسه ای هم که امروز داشتیم خواستیم که شدیداً در مقابل شایعات بایستند تا از اعتقادات مذهبی مردم سوء استفاده نشود و این مسئله را به امامزاده نسبت ندهند و باعث وهن اعتقادات دینی نشود .
در پایان یکبار دیگر می گویم که من مخالف این مسئله هستم که حضور به موقع من و فرماندار به این مسئله قوت بخشید در صورتی که اگر بعد از این مسئله می رفتیم مشکل ساز می شد.
نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ساعت 20:28 | لینک ثابت |
با سلام

طبق خبری که در بهبهان وب وارد شده بود نتیجه آزمایش خون مذکور از طرف رییس اداره بهداشت شهرستان بهبهان اعلام شد:

رئیس بهداشت و درمان بهبهان با اعلام نتیجه آزمایشات صورت گرفته بر روی مایع بیرون آمده از زیر زمین واقع در نزدیکی امامزاده شاه فضل(ع) بهبهان به همه شایعات خاتمه داد.

رييس شبكه بهداشت و درمان بهبهان نيز در اين خصوص گفت : با آزمايش اين مايع تاييد مي كنم كه بر اساس نتايج كارشناسان ما در اين شبكه ؛ مايع مذكور خون بوده اما خون انساني نيست.

طبق این گفته فرضیه ای که رنگ واقعی تری به خود میگیرد این فرضیه می باشد که با توجه به کشتار زیاد گوسفند در روز عاشورا برای طبخ به منظور آماده نمودن نهار عزاداران حسینی خون این احشام به زیر زمین رفته و با بارش سنگین باران و رگباری که شب گذشته رخ داده است و نفوذ آب باران به زیر زمین،خون های ذخیره شده در زیر زمین با آب باران مخلوط شده و از طریق روزنه ای به سطح آسفالت و زمین برگشته است.

همچنین  در پی خارج شدن خون از زمین جلوی امامزاده فضل (ع) بیانیه ای از طرف دفتر امام جمعه و فرماندار بهبهان صادر شده که متن آن بدین شرح است:

اهالی محترم دارالمومنین بهبهان

با توجه به اینکه امام جمعه و مسولان شهر از نزدیک مساله پیدایش خون در جلو درب امامزاده فضل (ع) را بررسی نموده اند هیچگونه سندیتی دال بر معجزه یا کرامت نبوده و اینکه عدم آن محرز میگردد.

از مردم مومن انتظار میرود با هوشیاری کامل جلو سو استفاده و هرگونه حرکتی که موجب وهن اعتقادات دینی شود را بگیرند.

امام جمعه و فرماندار شهرستان بهبهان 


شایان ذکر است که این موضوع در سایت های خبری هم بازتاب وسیعی داشته است که برای نمونه دوست خوبم امیررضا چند سایت که به بررسی این موضوع پرداخته اند را ذکر کرده :

از شما دعوت می کنم برای کسب اطلاع از جواب آزمایش و اظهارنظر مسوولین نسبت به این واقعه به آدرس زیر(سایت پایگاه خبری تحلیلی جهان) مراجعه نمایید:
http://www.jahannews.com/pages/view.php?id=22789

گفتنی است این خبر نه تنها بهبهانی ها بلکه مردم اقسی نقاط کشور را به وجد آورده است به گونه ای یکی از خبرهای مهم سایت های اینترنتی به این خبر اختصاص داده شده:
به آدرس های زیر مراجعه نمایید:
http://www.asriran.com/view.php?id=34533

http://www.yjc.ir/news/NewsDesc.aspx?newsid=5049

http://www.shia-news.com/ShowNews.asp?Code=86110712

http://iscanews.ir/fa/ShowNewsItem.aspx?newsitemid=175580

http://www.shia-news.com/PrintNews.asp?Code=86110712


http://www.iranian-it.net/itf/%D8%AC%D9%88%D8%B4%D8%B4-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%84-%D8%B2%D9%85%D9%8A%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-t-555.html

 

 

با تشکر از صادق جان که این مطلبو در وبلگشون قرار دادن.

نوشته شده توسط محسن در دوشنبه هشتم بهمن 1386 ساعت 17:34 | لینک ثابت |

سلام

بعضی وقتا چیزایی رو با چشم میبینیم و با گوش میشنویم که باور نمیکنیم..

نمونش جریانیه که این یکی دو روز حسابی تو بهبهان خبرش پیچیده درباره ی بیرون زدن خون از حریم امامزاده فضل (ع) که تا عکس و فیلمش رو ندیدم باورم نشده بود...

خدایا به امید تو...

دوستان عزیزم در بهبهان وب تصاویر و فیلم این اتفاق رو در سایت قرار دادن که از همینجا از ایشون تشکر میکنم و منم عین مطلب رو وارد میکنم...

دانلود فیلم کلیک کنید:

و گزارشی که در سایت وارد شده به همراه چند عکس:

دیشب چند تن از اهالی بهبهان متوجه شدند که از زمین حریم امامزاده فضل(ع) خون نشت می کند و چندی طول نکشید که اکثر اهالی بهبهان و مسوولین شهر(اعم از فرماندار ، شهردار ، امام جمعه و...) وحتی هوشهریانمان در دیگر شهرها(اهواز، تهران ، اصفهان ، شیراز و...) باخبر شدند و همگی در آن مجل جمع شدند.
در این بین هرکسی کارشناس شده بود و نظر می داد
; یکی می گفت این خونه ، یکی دیگه می گفت"کُر یِه مَنگِ لولَن!" مأمورایی هم که اونجا بودن و می خواستن مردم را متفرق کنن می گفتن"این خون حیواناتیه که واسه ناهارظهرعاشورای عزاداران امامزاده فضل کشتن!" که یکی از همشهریانمون درجواب ایشون گفتن"جناب سروان من خودم توکشتارگاه کار می کنم، وقتی حیوونی رو می کشیم بعداز نیم ساعت خون لخته می شه"
ظاهراً نمونه ای از این خون رو برای آزمایش به اهواز فرستادند. همشهریانمان هم برای تبرّک مقداری از این خون را با سرنگ کشیده و مثل نذری بین دیگران توزیع می کردند! عده ای از خانم ها (البته خانم های مسن!) هم با آن دست و صورت خود رو می شستند.
و اما شرح ماجرا از زبان کسی که برای اولین بار متوجه این ماجرا شده بود:
ما سه نفر بودیم که می خواستیم واسه زیارت بریم امامزاده فضل و متوجه این ماجرا شدیم. یکیمون می گفت که این خونه، یکی دیگمون می گفت این خون نیست. با دستمون خونه رو پاک کردیم دوباره دیدیم خون بیرون اومد. به چندنفری که اونجا بودن گفتیم اون چند نفر هم به ساکنین اونجا خبر دادند. تصمیم گرفتیم بریم تو امامزاده و اذان بگیم ، وقتی اذون گفتیم همه اهالی اونجا جمع شدند و سپس چُوشی(چاوشی) خواندیم و بعد هم شروع به سینه زنی کردیم.
(چنانچه تصویری به نمایش در نیامد بر روی آن کلیک راست کرده و show Picture بزنید)


alt
alt
alt

alt
alt
alt

نوشته شده توسط محسن در یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت 21:42 | لینک ثابت |

مردم شهرستان بهبهان در استان خوزستان همانند ديگر شهرهاي ايران با آمدن ماه محرم شهر را سياهپوش مي‌كنند و به عزاداري امام حسين (ع) و ياران باوفايش مي‌نشينند؛ اما شايد عمده تفاوت عزاداري آنها با ديگر شهرهاي ايران اين باشد كه در بهبهان شبهاي اول و دوم، كودكان هستند كه با سينه‌زني و نوحه‌خواني خود، عملا بزرگسالان را تشويق به عزاداري و سينه‌زني مي‌كنند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران، ساختن محل مخصوص در شب اول ماه محرم براي كودكان در بعضي از كوچه‌هاي نسبتاً وسيع كه به آن “ميداني” مي‌گويند در نوع خود بي‌نظير است.

از ديگر تفاوت‌هاي سينه‌زني در شهرستان بهبهان نسبت به ديگر شهرهاي ايران وجود امامزاده‌هاي متعدد در اين شهرستان است كه دستجات سينه‌زني بايد كيلومترها راه را براي ورود به امامزاده‌هاي شاه ميعالي حسين، امامزاده حيدر، امامزاده فضل (ع)، امامزاده ابراهيم و بي‌بي زبيده خاتون (س) (خواهر حضرت امام رضا (ع)) طي كنند و نسبت به مقام شامخ امامت اداي احترام نمايند و به آنان عرض تسليت بگويند.

محلات شهرستان بهبهان قبلاً طي دو شب با تقسيم‌بندي كه فرمانداري انجام مي‌داد به نوبت وارد امامزاده‌هاي مذكور مي‌شدند، به گونه‌اي كه ‌١٥ امامزاده شهر بين محلات تقسيم مي شد. مثلا تعدادي از محلات در شب اول يك تعداد امامزاده را مي‌رفتند و تعدادي ديگر در همان شب يك تعداد امامزاده كه در شب دوم جاي خود را عوض مي‌كردند. البته چندين سال است به دستور بزرگان شهرستان و فرمانداري فقط يك شب كه شب عاشورا مي‌باشد با تشكيل دسته‌هاي عزاداري وارد امامزاده‌هاي شهر مي‌شوند.

نكته‌اي كه حائز اهميت است، نحوه ورود و خروج دستجات عزاداري است؛ به گونه‌اي كه به هنگام ورود دسته‌هاي عزادار در قالب گروه‌ها (حلقه‌ها)ي چهارنفري كمر همديگر را گرفته و با ريتم و‌آهنگي خاص كه به آن “كولكي” مي‌گويند با سردادن اشعار شورانگيزي همچون: شب قتل است كه احوال ندارد زينب، همچو مرغي كه پر و بال ندارد زينب، و يا: اي بي برادر زينب، بي يار و ياور زينب، و سروده‌هايي از اين قبيل، وارد صحن مطهر امامزاده مي‌شوند و پس از نوحه‌خواني و سينه‌زني آرام و به هنگام خروج از امامزاده با زدن نوعي سينه كه به آن “سه سنگ” مي‌گويند با خواندن نوحه مخصوص اين نوع سينه‌زني كه منصوب به قديمي‌ترين نوحه‌سراي بهبهان، يعني شيخ رجب شوقي است، از صحن امامزاده خارج مي‌شوند. طريقه سينه زني سه سنگ نيز بدين صورت است كه عزاداران بر روي زانو مي‌نشينند و نوحه خوان به‌ آرامي نوحه مي‌خواند؛ تا جايي كه نوحه وي اوج مي‌گيرد و با گفتن كلمه “علي” سينه‌زنان سه بار محكم و متوالي به روي سينه خود مي‌زنند و در چندين نوبت اين مساله تكرار مي‌شود، سپس در پايان نوحه، نوحه‌سرا با گفتن صلوات، از عزاداران مي‌خواهد كه امامزاده را ترك كنند. نكته جالب اينكه سال آينده دويستمين سالگرد اين نوحه‌خوان نابينا، يعني “شيخ رجب شوقي” است كه قرار است مراسمي نيز از سوي فرمانداري بهبهان براي وي برگزار شود. ديگر اينكه مرحوم حاج‌سيد احمد خميني هنگامي كه هيات عزاداري بهبهاني‌ها براي عرض تسليت به مناسبت درگذشت امام راحل به جماران رفته‌ بودند به اندازه‌اي از اين نوع سينه‌زني (سه سنگ) استقبال كرد كه چندين بار درخواست تكرار آن را از هيات مذكور نمود.

نكته شايان توجه ديگري كه در عزاداري مردم بهبهان در ماه محرم و صفر مي‌شود به آن اشاره كرد، شورانگيز نشان دادن حماسه عاشوراست؛ بدين صورت كه در تمامي اشعار و نوحه‌هاي خود سعي مي‌كنند به جنبه‌هاي واقعه عاشورا توجه نشان دهند؛ تا مثلاً مظلوميت اباعبدالله الحسين يا حزن و اندوه واقعه كربلا.

مردم متدين و مذهبي شهر تاريخي بهبهان همچنين تا پايان ماه صفر با به راه انداختن گروه‌هاي مختلف تعزيه كه با قديمي‌ترين نسخه‌هاي موجود تعزيه‌خواني همراه است، به عزاداري امام حسين (ع) و يارانش مي‌پردازند.

در ماه محرم در اين شهرستان همچنين برخي محلات قديمي آن همانند “محله كاروانسرا” هنوز اصالت خود را در بستن محمل‌ها و نعش‌كشي حفظ كرده‌اند و با‌ آوردن شتر، به نوعي قافله كربلا را زنده نگه مي‌دارند.

از ديگر آيين‌هاي مردم در ماه محرم حجله قاسم است كه در اين حجله حضرت علي اصغر (ع) به صورت نمادين در گهواره گذاشته مي‌شود و زناني كه به اين حجله مي‌روند، ابتدا نذر مي‌كنند و سپس به صورت پنهان يك شيء را از حجله برمي‌دارند كه اگر نذر آنها ادا شد، سال آينده با شيريني شيء مورد نظر را به حجله بازپس گردانند. كودكان نيز براي اينكه رونق بيشتري به حجله دهند، علي‌ اصغر (ع) نمادين را در خانه‌ها مي‌گردانند و كساني كه نذري داشت باشند در جيب علي اصغر نمادين پول مي‌گذارند. اين مساله از اين بابت است كه ممكن است خيلي از خانواده‌ها توانايي برپايي حجله را نداشته‌ باشند، لذا با مقداري پول به طريقي كه گفته شد سعي در برآوردن نذر خود مي‌كنند.

مراسم عزاداري در ظهر عاشورا در بهبهان به پايان مي‌رسد و عزاداران در خانه‌هاي متعددي كه “چلوخورشت”‌ نذري مي‌دهند، خستگي از تن بيرون مي‌كنند.

اما در غروب عاشورا در اين شهرستان مراسم “شام غريبان” برگزار مي‌شود، بدين صورت كه بعضي از گروههاي عزادار با در دست داشتن شمع كوچه‌ها را طي مي‌كنند و مويه كنان به دنبال سر مقدس امام سوم شيعيان مي‌گردند كه اين مراسم تا پاسي از شب ادامه دارد.

روز بعد از عاشورا نيز مراسم “تنور خولي” به صورت تعزيه برگزار مي‌شود كه به واقعه پنهان كردن سر مقدس امام حسين (ع) در تنور توسط “خولي” اشاره مي‌كند و شب بعد نيز مراسم “دفن شهداء” در قالب تعزيه‌اي كوتاه برگزار مي شود. داستان تعزيه نيز از اين قرار است كه عده‌اي زن بر روي دار علقمه مي‌روند كه آب بياورند، اما با اجساد شهداء مواجه مي‌شوند كه درنهايت، حضرت امام سجاد (ع) آنها را دفن مي‌كند.

از نكات مهمي كه بايد در نوع عزاداري مردم بهبهان به آن اشاره كرد، اين است كه هر شب در ابتداي عزاداري و حركت كردن دستجات سينه‌زني و زنجيرزني ساز و دهلي مخصوص نواخته مي‌شود كه در فرهنگ بومي منطقه اصطلاحاً به آن “خطير چپ” مي‌گويند كه از مهمترين نواهاي آن:

ز جاي خيز عباس اي برادر من دلاور /// ببين فلك آورده چه بر سر من، مي‌باشد.

در فرهنگ اين مردم همانند خيلي از شهرهاي ديگر روز تاسوعا منصوب به حضرت ابوالفضل است؛ تا جايي كه “سفره ابوالفضل” از مهمترين نذورات مردم در ماههاي محرم و صفر است.

مهمترين نذورات مردم نيز در ماههاي محرم و صفر كتلك (نوعي نان محلي كه مزه‌اي ترش مانند دارد) باقلا، حلواي قالب (كه از خرما تهيه مي‌شود) حلواي برنجي، حليم و شربت آبليمو نعناع و بيدمشك مي‌باشد كه بويژه هنگام روز و ظهر عاشورا ميان دستجات سينه‌زني توزيع مي‌شود.

نوشته شده توسط محسن در سه شنبه هجدهم دی 1386 ساعت 15:45 | لینک ثابت |

بازم سلام

این بار هم با یه شعر بهبهانی دیگه اومدم .

 

شعری از شاعر نام آشنای بهبهانی"آقای سید محمد سید".

 

سید محمد سید متولد 1319 شهرستان بهبهان

 

ایشان از 17 سالگی سرودن شعر را آغاز کرد.بیشتر اشعار فارسی او در مدح و منقبت ائمه اطهار

 

میباشد که در مجموعه "چهارده چراغ سید" به چاپ رسیده است.

 

اشعار بهبهانی اوکه از شهرت بسیاری برخوردار است در کتاب "گپ سید" منتشر شد و بسیار مورد

 

استقبال مردم قرار گرفت.

 

سید اشعار محلی خود را در نوار و سی دی پیاده نمود و با خوانش بسیار لطیف و تاثیر گذار،خود را در دل

 

مردم بهبهان وشهر های اطراف جای داد.

 

کتاب دیگر او "کوله بار سید" نام دارد.ایشان به حق از معروفترین و بزرگترین شاعران محلی سرای

 

بهبهان محسوب میشود که در سرودن طنز نیز توانایی خود را به اثبات رسانیده است.

 

نت خواسه بم کشه که بگم اشکنیدتم

 

وعدت ندادیم امو واد اشکنیدتم

 

تت خو نخواسه تا من لیوم نداده بو

 

هی دیم چشم و بُرگ پتی دونیدتم

 

هی سایتم پهی رخ دیوار و ری سرا

 

یادت وشم نکه که بدونه شهیدتم

 

هرکیش که ری تو خواس بشو سیل قرص ماه

 

هرشوسرم هوا بخدا پیسنیدتم

 

همساده طعنه میزه و قومم ا لو خنه

 

 

 

تا شعر بعدی....خدا نگهدار

نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 ساعت 20:35 | لینک ثابت |

قصه زن کچل

 

 

   پُسِ دِهدا که خیار مِکُنه گَم            مِتِلیم هِسی، بِگَم یاکه نگم؟

 

   زن وُ مردیش اَ یَی دعوا که         زِنِکِش چیلِش اَ مردَی وا کِه

 

  گفت: اَی...! جوابَم میدَه ؟      مرگ عارِت که دو صد دُوم کّردِه

 

  زِنَک اَ دَردِ سِرُوکو مَردَکِ         راس وُبی وُ چادِرِش اَ سِر کِه

 

  گفت: اَی تالَم اَ مَرگِت بِبُرَه         تو اَ خُم وُ خُت سِرُوکو میدَه ؟

 

  مه زنِت هِسَّم اَ صِحاب دِر کار        مِنّـِتِت هِه بِکُنَم تالَت بار ؟

 

  مَردَک اَحَرفِ زنَی خَشمِش اَمِی    گفت:کِای سرهل اَریشه کنده

 

  کُشکی هَم مِثلِ زِنو تالَت بی          که اَ مَرگِت ببُرَم تالِی می

 

  زِنِکِش دَسِّش اَ دَسمالِش کِه       زیر مِینا سِر سِر طاسِش وا کِه

 

  گفت: سِرُوکوم میدَه کِه تالَم نی     بِنِشیم گَر اَ گَرِش میگو چی؟!

 

  گَر اَ گَر می رسه میگو: زُلفَی!    لَر اَ اَر می رسِه میگو: فَربَی

 

    مِی گِهی مثلِ زِنو ای مَردَ         نِصبِکی سیم مَهرِ او اِردَ ؟

 

     اِدِعای سِـروُ تالَت مِکُنَه        هِی سِر وُ تالَت اَمَرگِم مِکِنه؟

 

  مَردَک اَ حرفِ زِنِی خَشمِی کِه    ریشِشِی تکنی اَدَس، پاکِی کِه

 

    گفت: شیطون لِعینَم میگو       دَس بِکُه داربِنَه وَرگِر وُ بِکو!

 

 اَی کِسیش گُف که توسیچِِه مِزنَه     توبگوعاشق زُلـفِی وُبیدَه؟!

 

 داربِنَش وَرگِرُ سیشِی راس کِه      زِنِکِش خِنی اَ او گُفتِش چه؟

 

  خشم مردَی چم لوسی وُبی        گُ تِ کُم غُلغُله رُوسی وُبی؟

 

  نوم اَ نوار سهـیلی بُرده                نادِتِن نوم کلیله دمنه!

 

مِی نَت اِشنَفتِه که لقمونِ حکیم     یَ پُسِ جیریِکیش بیدِه و ُلیم؟

 

گفت که بابا دِگِه چِت می هُتدَم؟    گفتکِه یَه کاکایِکیم می هُمدَم

 

 اَ کُرش حضرتِ لقموش گفته    یِه نِه تِت گفته که دیتُّوش گفته

 

   بِرَه اَ دیتِّ بگو بامِش گُـتِه         اَ خِر اُفتادیَه گردَت دیتّه!

 

  نِصبِ جونَم وُ تِنَم اُو وُبیدِه       تا که آخِرت دلِ اوم دِر اُوه

 

 مِی مِه میرِی زنِ زشتَم؟ جونم      که بِزنَم داربِنَه اَ زونَم؟

 

زنِکِش دَس اَ تِ دَسِّش پَس زِه   چادِرش سِرکِه وُ کُوشِش پاکِه

 

 گفتِش اِی مَردِکِ بی شرم وُحَیا   توسِرُوکویِ گِری میدِه اَما؟

 

   زُلفِ کی مِثلِ فُلونی بیدِه      که گری تا سِرِ بُرگِش اَمِدِه !

 

 نه تو خُت میگِه ای مَردَی اَمِه   سُر تالِ تو گری رن سیچِه؟

 

 مِی گِهیم اَوِسِنیم چی گفته؟     مِی دلم خواسِه دوجُفتِ گُرتِه؟

 

  مِی گِهی رَفتیَه بُزّات خِری؟     ممدی لوله کِبابت مِ نِدی؟

 

مَردِکوش دی که زنِش بونِه میکُه  گُف کِه گُرته وُکبابم خُم هِه

 

  گُن وگُرتَه چِه تفاوت مِکُنَه؟      گُرتِه وُ لوله کبابم خُم هِه !

 

ایسّه اُوضِی مِه وُ اَحوالِ مِنِن   هرکی میمبی اَوِشای مِه مِخِنِن

 

 پُسِ دی بامُو که عَمو پُسِمه   سِرشِش جُمبِنی وُهِی گُفتِش اَمِه

 

بَسکی"شوقی"سِروُکارِت مُفته  هَم دِلِت خواسِه که شِعرت گفته

 

  اَی مِبینه تو کِه شعرَم سُسِه        مِتلَم گفته نِه شعرم گفته

 

  مِه اگر شعر بِگَم لَفظِ عَجَم     بهترِ قِیسِ عرب سیت میگم

 

  بَدشواَ باقِله میگو باکِله!        خوب شو اَ باقله میگو باجِلِه!

 

کُلخُنگِن(حَـبّـةُ الخَضراء)شُه   او(سَـفَرجُل) میگو ما میگیم:به

 

اِی بُراررَسمیش هرشهری هِه  هرکجا خوبش وُهم زِشـتِی هِه

 

 

 

 

                           مـیرزا شوقی بهـبهانی
نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 ساعت 20:34 | لینک ثابت |

نون اُو زده

 

 

نو اُو بِزِه نِمیتی تِلیت مِی نِمیفَهمَه؟

 

                                   میمتِرسی وُبه اینجکه خیت مِی نمیفهمه

 

دوشُو گرو ماس علف پیرک کشیمو

 

                                  هیش کس نمیتو اِسه اسیت می نمیفهمَه

 

 

گوشتیش که ولی بگ اَ تو داده نِه سی خَردِن

 

                                   یه گمبک پیندی و دو لیت می نمیفهمَه

 

رفتم دو سه جا امـرو و قرضیش ندادم

 

                                  مِم گُه ایغده مرگِ تِه ریت می نمیفهمَه

 

تِت اُرزو دو گز شات که مِینـار سرت بـو

 

                                    یا چـادر و دلاغ دویت می نمیفهمَه

 

امـا زن حـوجی وبیـده عیِـن فرنگــی

 

                                   هرکس نمیکه بر دگِه چیت مِی نمیفهمه

 

لر میخه اگر بلبل کلگی دیمِ کُلخُنــگ

 

                                   ما گیرمُو نمی دو وُ بِلیت می نمیفهمَه

 

 

 

                      استاد مرحوم محمــدحسیــن مرتب

نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 ساعت 20:33 | لینک ثابت |
زندگی نامه
سلام میخوام اول استاد آصفی رو معرفی کنم تا بعد برسیم سراغ شعراشون.همچنین دوستان عزیز برای

دیدن اشعار استاد تقی آصفی به وبلاگ محشفی تولهی بروید با تشکر از آقای صادق آصفی که یاداستاد

را زنده نگه داشته اند.

 تقی آصفی  فرزند نصر الله در سال 1319 در بهبهان به دنیا آمد و در سن دو سا لگی پدرشان را که برای

زیارت به مکه رفته بود از دست داد و از آن پس تحت سرپرستی مادر و برادرانش قرار گرفت.وی در سال

1325 وارد دبستان گردید و در سال 1331 پس از پایان تحصیلات ابتدایی به دبیرستان رفت و در رشته

طبیعی در خردادماه 1340از دبیرستان پهلوی فارغ التحصیل گردید؛سپس به مدت یک سال از آذ رماه

1340 به دانشسرای تربیت معلم آبادان رفت که پس از پایان این دوره در مهر ماه 1341  به عنوان آموزگار

ابتدایی در آموزش و پرورش بهبهان مشغول به کار شد.از آنجاییکه ایشان از هوش و استعداد بالایی

برخوردار بودند،در سال1345 در کنکور سراسری شرکت نمودند که در رشته حقو سیاسی و رشته ادبیات

فارسی با رتبه بالایی قبول شدند و بعد از چهار سال در بهمن 1349  در رشته حوق سیاسی دانشگاه

تهران فارغ التحصیل شدند.لازم به ذکر است که ایشان با توجه به اینکه می بایست هم تدریس می

نمودند و هم در دانشگاه تهران درس می خواندند ،ناچار بودند که به طور مرتب از بهبهان به تهران و

بالعکس رفت و آمد کنند که در چند نوبت که ایشان از تهران باز میگشتند تعدادی جزوه و کتب سیاسی به

همراه خود آوردند که در چند مورد مامورین ساواک هنگام بازرسی متوجه کیف و جزوات ایشان شدند و

سپس وی را جهت بازجویی به ساواک میانکوه می فرستادند و هر بار ایشان را تحت شکنجه و تهدید

های شدید قرار می دادند که همین مسایل باعث ناراحتی شدید اعصاب وی گردید.

 

تقی آصفی

ایشان به علت ذوق سرشار و هنری خود هنگام تدریس در دبستان ،درس های کتاب تعلیمات دینی را به

صورت شعر برای دانش آموزان در می آوردند؛که یکی از زیبا ترین این اشعار ،شعر زندگانی حضرت محمد

(ص) بود که آن را به صورت شعری بسیار زیبا و شیرین در آوردند به طوریکه همین شعر در مهد کودک

های بهبهان نیز به عنوان زندگانی پیامبر به کودکان آموزش داده میشد و این کار ایشان با استقبال بسیار

زیاد دانش آموزان همراه بود و باعث یادگیری بهتر دانش آموزان میشد.بعد از فارغ التحصیلی ایشان از

دانشگاه به اصرار خودشان ، به عنوان معلم تعلیمات دینی دبیرستان گماشته شدند که در این کلاس ها

علاوه بر مطالب دینی ،مطالب سیاسی روز را نیز برای دانش آموزان مطرح می ساختند که همین امر

موجب محبوبیت ایشان در بین دانش آموزان میشد که همین موضوع موجب اختلاف بین ایشان و

مسولین دبیرستان و آموزش و پرورش می گردید که همین اختلافات سبب احضار وی به ساواک شد.

در همین زمان که ایشان در دبیرستان به تدریس اشتغال داشتند،مقالاتی در رابطه با کمبود و نارسایی

های شهر بهبهان در روزنامه های کیهان و اطلاعات وقت به چاپ می رساندند که یکی از مهم ترین این

مقالات در رابطه با انتقاد از شرکت برق بهبهان  بود که ایشان گله مند بودند که با توجه به نزدیکی

بهبهان به سد کارون و وجود نعمت برق چرا مردم بهبهان به علت ضعیف بودن قدرت برق ، نمی توانند از

وسایل و امکانات رفاهی نظیر کولر و یخچال  و امثال آن استفاده کنند!!!؟؟؟ و این به علت وجود کارخانه

مولد برق گازوییلی بود که برای استفاده از وسایل برقی متعدد قدرت چندانی نداشت و چون این شرکت

دارای منافع زیادی برای مسولین شرکت بود_و با توجه به عدم بر آوردن نیازهای شهر_ایشان شعری در

هجو شرکت برق بهبهان سرودند که به سرعت بین مردم شهر پخش شد و همین مقالات انتقادی و

سروده ی شعری سبب شد تا به دسیسه  یکی از مسولین شرکت برق یکی از دانش آموزان شبانه به او

حمله کند و با ضربه ای محکم که به سر ایشان وارد نمود سبب خونریزی و ضربه مغزی وی گردید که

همین مسایل سبب ناراحتی شدید اعصاب وی شد .

ایشان در سال 1344 کتابی فلسفی و بسیار عمیق به نام "راهی به سوی گورستان" تالیف نمود که

اداره نگارش آن زمان اجازه چاپ آن را نداد.همچنین هنگام تدریس در دبیرستان های شهر ایشان به مدت

چهار سال مشغول گرد آوری لغات و ضرب المثل های بهبهانی و  بازی های محلی بهبهان بودند که

متاسفانه این کتاب ها به علت شدت گرفتن ناراحتی شان چاپ نگردید؛ولی در سال 1353   کتاب شعری

به لهجه بهبهانی  به نام "مح شفی تولهی" منتشر کردند که جلد دوم همین کتاب که دارای مضامینی

سیاسی،اجتماعی و به خصوص در هجو جشن های دو هزار و پانصد ساله و عواقب اقتصادی و سیاسی

آن برای مردم ایران بود نیز به علت بیماریشان چاپ نگردید.

آقای آصفی در سال 64 و 65  مناظره ای با شاعر خوب شهرمان مرحوم"استاد مرتب"تشکیل داد که

حاصل آن کتابی در 30 صفحه بود.همچنین ایشان دارای کتاب خانه ای مشتمل بر چندین هزار جلد کتاب

بود که تعداد زیادی از این کتب را به کتاب خانه علامه طباطبایی که خود یکی از بنیان گذاران آن بودند ،

هدیه نمود.

در پایان امیدوارم که با لطف خدای بزرگ و دعای خیر شما آقای آصفی سلامتی خود را باز یابند.

نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 ساعت 20:21 | لینک ثابت |
سلام دوستان

                                                    

یه خبر هم از ورزش بهبهان(رشته اصلی شهر بهبهان)

دیدار تیم های هیئت هندبال بهبهان و سپاهان نوین اصفهان به رغم تلاش بچه های بهبهان به باخت آنها انجامید.

اما چند نکته در حاشیه این دیدار جای تاسف داشت !

۱)هوای بسیار گرم ورزشگاه

۲)پول بلیت ورودی بازی که حالا میگیم این پول برای تیم شهرمان خرج میشه (انشائ الله)

۳)امکانات لازم برای راحتی تماشاگران مثل آب یخ و حتی دکه های که بشه از آنها آب یخ گرفت.

۴)از همه مهمتر غیبت سوال برانگیز خیلی از چهره های نام دار ورزش بهبهان مثل رئوفی و یغمائی و.........که برروی سکوهای تماشاگران نشسته بودند .که هر تیمی در ایران ارزوی داشتن تجربه و چالاکی آنها را دارد .

و یه کم هم از تماشا گرا ن عزیز بگوییم در چندین مورد بعضی از دوستان اقدام به پرتاب شیشه های آب به سوی زمین کردند که این خیلی برای ما بهبهانیها که ادعای فرهنگ را داریم بی کلاسی بود که خود من با برخورد با یکی از همین دوستان متوجه شدم که بله ایشان ...... است .

۵)دشنام های که به داور بازی نسبت داده می شد جای بسی شرمندگی داشت .

انشاء الله که در بازی های بعدی این مشکلات را شاهد نباشیم.

۶)هیچ کدام از مسئولین شهری به دیدن این بازی نیامدند چرا ؟

مگراین تیم شهر بهبهان نیست که دارد در سوپر لیگ ایران بازی میکند .

     

سرمربي تيم هندبال تربيت بدني بهبهان پس از شكست تيمش مقابل فولاد مباركه سپاهان گفت: تيم حريف از بازيكنان ملي پوش زيادي برخوردار بود و ما مقابل اين تيم نتيجه بدي نگرفتيم.

"غلامعباس اسماعيلي" سه‌شنبه شب در گفت وگو با ايرنا، افزود: تيم هندبال تربيت بدني بهبهان از بضاعت مالي مناسب برخوردار نيست و هيچ اسپانسري حاضر به حمايت از اين تيم نشده است.

وي افزود: عليرغم مشكلات يادشده، هدف ما اين است تا در ليگ برتر باقي بمانيم و در اين راستا تلاش خواهيم كرد.

سرمربي تيم هندبال تربيت بدني بهبهان افزود: اين تيم از بازيكنان نوجوان و كم تجربه استفاده مي‌كند از اين رو براي تقويت تيم قصد داريم دو بازيكن با تجربه را به خدمت بگيريم.

وي مهمترين ضعف تيمش را در پست‌هاي بغل چپ و پخش بيان كرد و افزود: دو بازيكني كه درصدد جذب آنها هستيم در اين پست‌ها بازي مي‌كنند.

اسماعيلي از بازي بازيكنانش در اين ديدار ابراز رضايت كرد و افزود:
آنها تلاش خود را انجام دادند و در نيمه دوم مسابقه توانستند حريف خود را با نتيجه ‪ ۱۶‬بر ‪ ۱۵‬شكست دهند.

نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 ساعت 15:59 | لینک ثابت |

احمدی نژاد در بهبهان

 

با سلام خدمت تمام بهبهانیهای عزیز

همانطور که میدانید رییس جمهور محبوب کشورمان دکتر محمود احمدی نژاد پنج شنبه در ادامه سفرهای خود به خوزستان وارد شهر عزیزمان بهبهان سرافراز شد.  از پیر وجوان، زن ومرد، وتمام گروههای مردم به استقبال رییس جمهورمان در ورزشگاه ۲۲ بهمن رفتند وبا استقبالی پرشور ورود رییس جمهور به شهرمان را گرامی داشتند. پیش از سخنرانی رییس جمهور نماینده شهرمان ولی الله شجاع پوریان و امام جمعه حجت الاسلام سلیمانی در مورد مشکلات شهرمان صحبت کردند.رییس جمهور محترممان حدود سی دقیقه ای در جمع مردم بهبهان سخنرانی کردند. رییس جمهور از مردم بهبهان به عنوان وارثان تمدن های قدیم نام برد وافزود :« این شهرستان سرافراز زادگاه عالمانی همچون وحید بهبهانی، سید عبدالله بهبهانی و ملا علی بهبهانی بوده است که در دوران مشروطیت خیزش های آزادی خواهی ملت ایران را رهبری کردند.» رییس جمهور افزود:« نمیدانم چه رمز و رازی در این خاک پاک وجود دارد که در آن شخصیتهای بزرگ را تربیت و به عالم اسلامی هدیه میکند.» رییس جمهور به عزم دولت برای اشتغال جوانان بویزه بهبهانیها اشاره کرد وگفت:«به این منظور هیات دولت علاوه بر اختصاص ۴۶۰ میلیاردتومان تسهیلات بانکی زود بازده به اشتغال جوانان ، کار ساخت پالایشگاه شماره ۲ بیدبلند را شروع خواهد کرد و همچنین تسهیلات ارزی به بخش خصوصی به منظور ساخت نیروگاه بهبهان را تصویب کرده است. رییس جمهور از اعتبار ساخت سدهای آریو برزن وخیرآباد

وفاضلاب شهر بهبهان خبر داد و بر احداث بیمارستان در آغاجاری و بهسازی بافت فرسوده ی شهری در بهبهان تاکید کرد.

رییس جمهور از احداث سالنهای مجهز ورزشی برای آقایان وخانمها در بهبهان خبر داد.

رییس جمهور درمورد انرژی هسته ای گفت :«امروز دشمنان ما میخواهند جلوی حرکت توفنده ی ملت ایران به سمت قله های پیشرفت و کمال را بگیرند. در عرصه هسته ای به بهانه های گوناگون ایستادگی میکنند. امروز با حربه ی قطع نامه و شعار تحریم به میدان آمده اند. پیش خودشان نشسته اند و عقل های ناقصشان را روی هم ریخته اند وتصمیم گرفته اند ملت ایران را از دادن قطعات هسته ای و موشکی محروم بکنند. من میخواهم به آنها بگویم تا امروز ملت ایران هر چه که بدست آورده است از همت جوانان واستعداد دانشمندان خودش است. آنوقت با شیطنت تبلیغ میکنند وبه گونه ای وانمود میکنند که تحریم قطعات هسته ای و موشک باعث خواهد شد که ایران از مسیر آبادانی و عمران باز بماند. من میخواهم به آنها بگویم باز هم اشتباه میکنید. ملتی که جوانان آن بدون کمک شما توانستند چرخه ی سوخت هسته ای را در اختیار بگیرند همین جوانان وملت خواهند توانست ایران را بسازند و بر بام جهان بنشانند. عزیزان من دشمنان ما نمیخواهند ما پیشرفت بکنیم، نمی خواهند ایران آباد و عزیز باشد. نمیخواهند ایران الگو برای بشریت بشود. باید همت بکنیم دست به دست هم بدهیم ایران را بسازیم ، بهبهان را بسازیم»

 

در بین این سخنرانی مردم با شعار « احمدی دوستت داریم، احمدی احمدی حمایتت میکنیم» به رییس جمهور دلگرمی دادند.

 

 

نوشته شده توسط محسن در یکشنبه هفدهم دی 1385 ساعت 17:13 | لینک ثابت |