بنازم بهبهو
بنازم به بهبهو.....
بَسکي مَسِش کِردِه مِه هَم نو وُ هم اُو بِهبُهو به اندازه اي بهبهان من را مست و بيقرار کرده است
شُو که خُوسيدَم مِبينَم تا صبي خُو بهبهو که وقتي ميخوابم تا صبح فقط خواب بهبهان را ميبينم
دِل جِلا مَره خيار سرد و ترنج و نارِکِي خيار و ترنج و انار بهبهان به دل شادي و نشاط ميبخشد
خَش خُورِن مَلپينه و بُنگونِ تَهلُو بهبهو و ميوه هاي بهبهان بسيار خوشمزه و دلچسب است
اَي که يَه ما بِهبهو وِيسادِه وُمبَه مثل توپ اگر براي يک ماه در بهبهان زندگي کني قوي و سرحال ميشوي
ديمِ هر طبعي مِسازِه جونِ خوُت اُو بهبهو چون آب و هواي بهبهان با هر طبعي سازگار است
مُوسِم گرما پِسينا ميزه هر جا فِرِّ فِر در ايام تابستان هر کجا بوي خوب تربچه و
بو خِشِ تُربيزِه وُ اُوگوشتِ تَنگُو بهبهو آبگوشت(دیزی!!!) به مشام ميرسد...
هر کجا ميشَه يِکي يَي بِهترندي مَلّه هاش کوچه پس کوچه هاي بهبهان يکي از يکي زيباتر و بهترند
سَدّه و شافرض تا وِر طِرفِ گَندُو بهبهو هر جاي بهبهان را که ببینی يکي از يکي زيباتر است
اَي ميتِت دِنيا ببينه باد خَش بي وِر وِشات اگر ميخواهي هواي خوب به مشامت برسد
شو اوشي زير چراغِي پُل سَغلُو بهبهو شب برو و زير چراغ هاي پل ساخلو بهبهان بنشين.
بابِتِ ماس و پنير و روغِه و صد چي دگه به خاطر ماست و پنير و روغن محلي بهبهان
مردم هُمسادِه دِر ميشِن ا پرتو بهبهو مردم شهر هاي اطراف بهبهان از اين نعمات استفاده ميکنند
زهر اَي مُل شهر خوُم بو بَهزِ چي شهرِي دِگِن من زهر بهبهان را با چیز شهر دیگری عوض نمیکنم
مرغ بِريونَم نِمي جِي نون و دوشُو بهبهو و حتي من مرغ بريان را با نان و شيره خرماي بهبهان عوض نميکنم
شهر بهبهان با 161.977 نفر جمعیت در بخش مرکزی شهرستان بهبهان قرار گرفته است، این شهر از دیرباز مرکزیت منطقه ارجان و کهگیلویه را بر عهده داشته است.
منطقهای که این شهر در آن قرار گرفته در روزگاران گذشته ارجان نام داشته و در پی زمینلرزه شدیدی ویران شده بوده است.
گویا بازماندگان ارجان با مهاجرت به محل فعلی بنام «کوشک دشت» نقل مکان میکنند بنا به نوشته مورخان آنها تا مدتی در سیاه چادرهایی بنام بهان بسر میبردند و سپس در گذار تکامل انسانها به اندیشه ساختن خانههایی از سنگ و گل و چوب پرداختند مردم دریافتند که این نوع خانهها بسیار بهتر از بهان است، از همین رو بتدریج نام آن به بهبهان تبدیل گشت .
گوشه ای تاریخچه بهبهان قدیم (ارجان)
اطلاعات بد ست آمده ازمنابع تاریخی نشان میدهدکه ارجان در هزاره دوم قبل از میلاد از فرهنگ پیشرفته ای برخودار بوده است اشیاء مکشوفه که بطور تصادفی در سا ل61 در گور کیدین هوترون پادشاه عیلام ،که در هزاره دوم قبل از میلاد سلطنت می کرده است،در ارجان به دست آمده ،خلاقیت وتوانائی هنرمندان چیره دست ارجانی را در هنر فلز کاری ،مجسمه سازی ،ومعماری بطور مستدل وغیر قابل تردیدی مدلل ساخت .
کشف گور کیدین هوترون و اشیاء بدست آمده در آن یکی از وقایع مهم اکتشافات تاریخی ایران بشمار میرود .
طبق نوشته مجله اثر از انتشارات سازمان ملی حفاظت باستانی استفاده از تابوت فلزی در دوره ایلام تا کنون بی سابقه بوده است وباید پذیرفت که تا قبل از زمان کیدن هوترون به احتمال زیاد از تابوت فلزی استفاده نشده بود ...تابوت آرامگاه ارجان از نظر فرم با تابوتهای سفالی دوره عیلام قا بل مقایسه بوده واز نظر تکنیک واجرای تزئینات میخهای برجسته در لبه پائینی وبالا و محل اتصال قطعات ان در نوع خود بی نظیر است ..
حلقه طلائی ( حلقه قدرت )
تاکنون نظیر حلقه قدرت مکشوفه از داخل تابوت در هیچ کدام از حفریا ت علمی وکشفیات اتفاقی نه در ایران ونه در بین النهرین ،به دست نیامده است ...بررسی نقش تزئینی روی دو صفحه قرینه این حلقه ، به صورت دو شیر روبرو با دو بال تزئینی ،که یک پای خود را بر یک پالمت مماس کرده اند ،وتزئینات فلس مانند زیر پای آنها ،حکا یت از بیا ن یک نفش قدیمی (سمبل قدرت ) ،که در بررسی هنر باستان از مشخصه هنر آشوری معرفی شده است،دارد .
دانشگاه ارجان
اصطخری در کتاب مسالک ا لممالک مینویسد دانشگاه ارجان یا قلعهَ الجص( دژگچ) که به علت ساختمان گچ وسنگی به این اسم معروف شده،در منطقه ارجان واقع است ودر آنجا زردشتیان وداستان سرایان ایرانی جمع میشوند و به درس وبحث آثار تاریخی خود میپردازند و این دژ بسیار با شکوه است .از نوشته های اصطخری وابن حوقل چنین مستفاد میشود که در این دانشگاه عکس شاهان و بزرگان ایرانی و روء سای سرشناس آتشکده ها وموبدان بزرگ همراه بیوگرافی آنها نگهداری می شده است.
یاقوت در معجم ـ البلدان اهمیت این محل را از نظر فرهنگی خاطر نشان ساخته ،مینویسد این ناحیه همچنان در دوره ساسانیان محل درس وبحث وجمع آوری علوم ویکی از مراکز فرهنگی ایران بوده است . بناء به گفته یاقوت این ناحیه بعد از اسلام به مدت چندین قرن اهمیت سابق خود را از دست نداده بود

