بشیر نذیر
میتم بشم بشیر نذیر دعس دعا ا طرف پیر
گاهی فغو گاهی گره چرخ و ِفلی بهرم ا زیر
*******************
تا دل گرفتار ت بو باید خریدار ت بو
بشکن کولولیَ ای ِپِِره تا ک وفا دار ت بو
******************
اگر دعام گیرا وبی یَه راس بشم ت نرگزار
گل بچینم ا شصت ِپِرِی گل گمبکِی بهرم سی یار
ترانه یارک بی وفا
خواننده: محمود زمانی آهنگ ساز بهروز شریعتی
ای یارک بیوفا ت یارم بیده
می شاخ گلی ت ا کنارم بیده
ای یارک مه دل دارک مه
آروم دل وصبر وقرارم بیده
یارم بیده یارم بیده
ای یاد او روزیا که صحرا بیدیم
بی غصه وغم دو تامو تینا بیدیم
شسیم سر جو کردمو گفتگو
خوت هم گل و هم باغ بهارم بیده
یارم بیده یارم بیده
رفته اسفر مه ا غمت پیر وبیدم
تا دیر وبیده ازندهی سیر وبیدم
بی مهر ووفا کم بکو جفا
خوتدرمون درد دل زارم بیده
یارم بیده یارم بیده
آواز: دشتی شعر:حسین مرتب خواننده: محمود زمانی آهنگ ساز بهروز شریعتی
ای یارکم بیو که خریدارتم هنی
رفته اشهر ما مه گرفتارتم هنی
سی تم بسی که کاغذ وپیغوم روز وشو
بندیر وچشم ا ره سی خبر آرتم هنی
بی بی زنو وبیده و شسه ت قصر گل
گنجیکک سر رخ دیوارتم هنی
گفتت او روزیا مه گل ناریم ت خار
خوم خارتم اسیر گل نارتم هنی
یاد او روزیا که کلولی مه اشکنی
بیمایه ایت ت که مه هوادارتم هنی
بردت ایاد خوت قسم ها قول و وعده هات
میدو خدا ک ا جون دل یارتم هنی
ما چه گلي بسر شهرمان "بهبهان" زده ايم
عادتا ميناليم كه "اين شهر صاحب ندارد "كه "كسي بفكر اين شهر نيست واهميتي برايش قائل نيستند "كه "كسي به داد اين شهر نميرسد "
ازآب خوب, فضاي سبز خوب و خدمات شهري خوبي بر خوردار نيستيم .
دائما ميناليم كه خيابانهايمان باريك وكم عرض است وتردد در آنها مشكل است مرتبا تصادفات شديديرا شاهديم كه منجر به ضايعات
جاني ومالي شده است . فاضلابهامان دركوچه ها ولو وبروايتي روكارميباشند .مركز شهرمان بي شباهت به بيغوله نيست با ساختمانهاي
قديمي و اكثرا ويرانه كه آ دمي را ناخودآ گاه به ياد "چال سياه زنگي" در داستانهاي قديمي مياندازد . چيزي به اسم شركت واحد در
اين شهر معنا ندارد هيچ تفريحگاهي كه مردم اوقات فراغت خود را با آسودگي در آن بياسايندوجود ندارد . باوجود داشتن دو رود خانه
پر آب و افتتاح سد جلوه شهرهنوز بسيار كسل كننده وبي نشاط است .
جوانانمان ازداشتن كار مناسب محرومندو عمدتا يا جذب بازار ويا مجبور به مهاجرت شده اند . اين ازوضع بهداشت وبيمارستانها وآن
ازوضع تصفيه خانه آب و فاضلاب و هزاران گله و شكايت ديگر كه بجا ومنطقي است ولي سئوالي كه ميخواهم بپرسم اين است كه با
وجود اين همه نابساماني ومعضل ما چه نقشي در رفع آنها داشته ايم آيا ناله كافيست؟
ما چقدر براي رفع اين نقيصه ها وقت وهزينه صرف كرده ايم ؟چند بار با استانداری
تماس گرفته ايم؟چند بار به فرمانداري ,شهرداري يا مقامات بالا تر مراجعه كرده ايم
؟چند بار به سراغ شوراي شهر يا نماينده مجلس رفته ايم ؟براي چند روزنامه شكوائيه
نوشته ايم ؟از دست كدام اداره يا نهاد اجرائي به راديو (اهواز يا تهران )زنگ زده وگله
كرده ايم. آخر چقدر قناعت !؟قناعت در امور رفاهي و شهري يعني ركود يعني سكون
يعني رضايت به وضع موجود يعني هر چه كه خواستيد انجام دهيد ما حرفي نداريم
گله نكردن يعني راضي بودن يعني رضايت به زندگي در اين خراب آباد .
اين حق ماست كه گله كنيم ,اين حق ماست كه شاكي باشيم ,اين حق ماست كه
خواهان بهداشت بهترباشيم كه خواهان نوسازي و زيباسازي شهرمان باشيم , كه
فضاي سبز طلب كنيم و خواهان ايجاد اشتغال براي فرزندانمان باشيم . دهها وصدها
خواسته ديگر نيز حق ماست ولي اين حقوق را بايد گرفت كه حق گرفتني است نه
دادني .با دست بر روي دست گذاشتن و به اميد اين و آن بودن كار درست نميشود .
تك تك ما موظفيم كه مرتبا گلايه هايمان را به مسئو لين گوشزد كنيم ايرادات را
بگوئيم , به روزنامه ها نامه بنويسيم و به راديو ها زنگ بزنيم
مسئولين با چند شكايت حساب كار خودشان را ميكنند مطمئنا جا ميزنند ومجبور به
دادن امتياز ميشوند آنها از ازدست دادن موقعييتشان هراس دارند .از اينكه مورد باز
خواست قرار بگيرند در وحشتندو از بي مهري مردم واهمه دارند .ما بايد از اين نقطه
ضعف مسئولين براي بهبود اوضاع
شهرمان وبراي رفع كمبودهاي آن استفاده بكنيم .ما صاحبان اين شهر هستيم ,ما
بايد به فكر آن باشيم , مسئولين بيشتر به فكر رضايت بالا تري ها هستند .پس بيائيد
وبراي آباداني شهرمان همت كنيم, ناله به گوش هيچ مسئولي نميرسد آنها را با فرياد
هشدار دهيم.
در آخر از همه شما ميخواهم اگراز مسئولي ايميلي يا شماره تلفني يا آدرسي داريد
كه مستقيما بتوان با آنها ارتباط برقرار كر د در قسمت نظر ها بنويسيد تا همه بتوانيم


