سلام
بعضی وقتا چیزایی رو با چشم میبینیم و با گوش میشنویم که باور نمیکنیم..
نمونش جریانیه که این یکی دو روز حسابی تو بهبهان خبرش پیچیده درباره ی بیرون زدن خون از حریم امامزاده فضل (ع) که تا عکس و فیلمش رو ندیدم باورم نشده بود...
خدایا به امید تو...
دوستان عزیزم در بهبهان وب تصاویر و فیلم این اتفاق رو در سایت قرار دادن که از همینجا از ایشون تشکر میکنم و منم عین مطلب رو وارد میکنم...
دانلود فیلم کلیک کنید:
و گزارشی که در سایت وارد شده به همراه چند عکس:
دیشب چند تن از اهالی بهبهان متوجه شدند که از زمین حریم امامزاده فضل(ع) خون نشت می کند و چندی طول نکشید که اکثر اهالی بهبهان و مسوولین شهر(اعم از فرماندار ، شهردار ، امام جمعه و...) وحتی هوشهریانمان در دیگر شهرها(اهواز، تهران ، اصفهان ، شیراز و...) باخبر شدند و همگی در آن مجل جمع شدند.
در این بین هرکسی کارشناس شده بود و نظر می داد; یکی می گفت این خونه ، یکی دیگه می گفت"کُر یِه مَنگِ لولَن!" مأمورایی هم که اونجا بودن و می خواستن مردم را متفرق کنن می گفتن"این خون حیواناتیه که واسه ناهارظهرعاشورای عزاداران امامزاده فضل کشتن!" که یکی از همشهریانمون درجواب ایشون گفتن"جناب سروان من خودم توکشتارگاه کار می کنم، وقتی حیوونی رو می کشیم بعداز نیم ساعت خون لخته می شه"
ظاهراً نمونه ای از این خون رو برای آزمایش به اهواز فرستادند. همشهریانمان هم برای تبرّک مقداری از این خون را با سرنگ کشیده و مثل نذری بین دیگران توزیع می کردند! عده ای از خانم ها (البته خانم های مسن!) هم با آن دست و صورت خود رو می شستند.
و اما شرح ماجرا از زبان کسی که برای اولین بار متوجه این ماجرا شده بود:
ما سه نفر بودیم که می خواستیم واسه زیارت بریم امامزاده فضل و متوجه این ماجرا شدیم. یکیمون می گفت که این خونه، یکی دیگمون می گفت این خون نیست. با دستمون خونه رو پاک کردیم دوباره دیدیم خون بیرون اومد. به چندنفری که اونجا بودن گفتیم اون چند نفر هم به ساکنین اونجا خبر دادند. تصمیم گرفتیم بریم تو امامزاده و اذان بگیم ، وقتی اذون گفتیم همه اهالی اونجا جمع شدند و سپس چُوشی(چاوشی) خواندیم و بعد هم شروع به سینه زنی کردیم.
(چنانچه تصویری به نمایش در نیامد بر روی آن کلیک راست کرده و show Picture بزنید)







